منوی اصلی
اطلاعات جامع
در دنیای علم ، بروز باشید
  • مثبت اندیشی کلید موفقیت شماست

    اعمال از افکار سرچشمه می‌گیرد. برای موفق بودن، افکاری که در ذهن می‎پرورانید را را درست و با دقت انتخاب کنید. افکاری که شما درباره خودتان، توانایی‌هایتان، دستاوردهای مالی‌تان (یا شکست‌های مالی‌‌تان) دارید و همچنین تصوری که در ذهن‌‌تان نسبت به توانایی‌تان برای رسیدن به موفقیت دارید، در نهایت در زندگی‌تان عملی خواهند شد.

     

    معادله‌ی تشخیص نوع نگرش

    با این معادله نگرش خود را ارزیابی کنید: نگرش=حرکت. این معادله بیان می‌کند که نگرش آن چیزی است که حرکت رو به جلو یا رو به عقب شما را تعیین می‌کند. بنابراین باتوجه به اینکه در زندگی‌تان چگونه حرکت می‌کنید، می‌توانید نگرش‌تان را ارزیابی کنید.

     

    تاثیر مثبت اندیشی در دنیای کسب  کار

    در دنیای کسب‌و‌کاری که هر شخص برای ساختن منابع، استعدادها، امور مالی، فناوری و غیره تلاش می‌کند، موفقیت یک شخص به دلیل مصمم بودن و انعطاف‌پذیری اوست.

     

    در کسب‌و‌کار، نگرش همه چیز است. اگر باور داشته باشید که می‌توانید موفق شوید، حتما خواهید توانست. نگرش شما درباره‌ی موفقیت، در واقع پیشگویی شماست. پس برنده بودن را انتخاب کنید. 

     

    اگر نگرش شما منفیِ و غیرمولد است و احساس می‌کنید نیاز به تغییر الگوی تفکر دارید، می‌توانید راهکارهایی که در ادامه آورده‌ایم را انجام بدهید:

     

    راهکارهایی برای مثبت اندیشی


     

    1- آماده سازی ذهن

    شما باید یاد بگیرید که خودتان را برای یک وضعیت ذهنی مثبت آماده کنید. افکاری که از ایمان و عقیده و قدرت درونی‌تان سرچشمه می‌گیرد را جایگزین افکار ترس‌آور و ناامیدکننده‌ی تان کنید. برای این کار باید تمرکز خود را بر توانایی‌هایتان بگذارید. این کار باعث می‌شود که از حرکت باز نایستید و به تلاش ادامه بدهید.

     

    2- عامل انگیزه خود را کشف کنید

    در جست‌وجوی چیزهایی باشید که به شما انگیزه‌ی تلاش و کوشش می‌دهد. فکر کنید که در گذشته چه چیزهایی به شما انگیزه داده است تا تغییری در زندگی‌تان ایجاد کنید و به دنبال اهداف‌تان بروید. زمانی که بتوانید به خودتان برای یک هدف انگیزه بدهید، باعث می‌شود سریع‌تر در مسیرتان حرکت کنید و در نهایت موجب خواهد شد که موفقیت‌های بیشتری به دست آورید.

     

    ۳- الگوهای ذهنیتان را انتخاب کنید

    الگوهایی برای خود انتخاب کنید که به تجسم اهداف‌تان کمک کند تا برای رسیدن به آن‌ها، مهارت‌های خود را افزایش دهید. برای حفظ نگرش مثبت و مشتاقانه، الگوهایی برای موفقیت خلق کنید و مدام درباره‌ی آن‌ها فکر کنید.

     

    ۴- به تحقق یافتن هدفتان باور داشته باشید

    هرچقدر عمیق‌تر به تحقق یک هدف باور داشته باشید، احتمال بیشتری برای محقق شدن آن وجود دارد. این نوع تمرین ذهنی، باعث مثبت‌اندیشی شما می‌شود و شما را به سمت دست‌یابی به موفقیت سوق می‌دهد. من معتقدم که شما به شکل طبیعی برای آنچه که تجسم می‌کنید، تلاش خواهید کرد.

     

    5- به ذهنخود  نظم ببخشید و با برنامه حرکت کنید 

    زمانی که در کار خود با چالش مواجه می‌شوید، شاید احساس کنید که کنترل احساسات و افکار خود را از دست داده‌اید. برای اینکه خوش‌بین باقی بمانید، ذهن خود را نظم ببخشید تا از افکار بدبینانه خالی شود و از لغزش در سراشیبیِ سؤالِ «چه می‌شود؟» نجات پیدا کنید. 

     

    6- مدیریت اضطراب

    اضطراب در واقع ترس از آینده است. به خودتان یادآوری کنید که «اگر .... شود چه؟» در حال حاضر رخ نداده است. این تنها یک تئوری است. پس بر آنچه که در حال حاضر می‌توانید کنترل کنید، تمرکز کنید.

     

    7- تمرکز کردن روی راه حل

    هر فکر دانه‌ای است که شما برای برنامه‌ریزی نوع نگرش و در نتیجه نوع رفتارتان، آن را می‌کارید. برای اینکه نگرش خوبی داشته باشید، یاد بگیرید که ذهن‌تان را بر راه‌حل‌ها متمرکز کنید نه بر مشکلات.

     

    8- با انرژی و خوشحال باشید

    باید با انرژی و خوشحال باشید، بشتر بخندید و از کارتان لذت ببرید. مشتاق موفقیت باشید و اشتیاق خود را نشان بدهید. به این ترتیب یک شوق طبیعی در رفتار شما نمایان خواهد شد و به نظر خواهد آمد که نمی‌توانید برای دست به کار شدن و تبدیل اشتیاق‌تان به عمل صبر کنید. این شوق نماینده‌ی تمام احساسات شماست.

     

    9- متعهد باشید

    زمانی که ۱۰۰ درصد متعهد به کارتان باشید، به عنوان موتور محرکه‌ی شما برای رسیدن به اهداف‌تان عمل می‌کند. تعهد کامل، شک و تردید را از بین می‌برد.

     

    10- معنویات ذهنتان را تقویت کنید

    به دنبال معنای عمیق‌تری باشید. انگیزه های معنوی نه تنها روح شما را پرورش می‌دهد، بلکه اگر بتوانید بین آنها با اهداف کاری خود ارتباط برقرار کنید، به این احساس خواهید رسید که با کارتان اهدافی که برای زندگی دارید، محقق خواهد شد.

     

    شغل شما جایی است که بتوانید در یک مقیاس بزرگ‌ بر دیگران تأثیر مثبت بگذارید. این نوع تفکر به هدفی که برایش کار می‌کنید، معنا می‌بخشد و شما را قادر خواهد کرد که ببینید چگونه هدف‌تان به زندگی دیگران کمک می‌کند. این موضوع به شما قدرت بیشتری برای انجام کارتان می‌دهد.

     

    11- کمی بی‌خیال باشید

    هنگامی که در تلاش برای دست‌یابی به موفقیت هستید، به دنبال جنبه‌های مفرح و لذت‌بخش زندگی نیز باشید. این باعث می‌شود که استرس‌تان کاهش پیدا کند. هرچقدر کمتر استرس داشته باشید، انرژی مثبت بیشتری خواهید داشت که باعث تلاش سخت‌تر شما خواهد شد.

     

    بی‌خیال بودن مهارت بزرگی است که باعث می‌شود محیط کاری اطراف‌تان شادتر شود و به شخصیت شما کاریزما می‌بخشد (جذابیت شخصیتی) و در کسانی که با شما یا برای شما کار می‌کنند، اعتماد و علاقه به‌وجود می‌آورد.

     

    12- فعالیت بدنی خود را بیشتر کنید 

    یکی از سریع‌ترین راه‌ها برای تغییر نگرش منفی، تغییر در وضعیت جسمی است. اگر استرس دارید، فعالیت بدنی خیلی سریع در شما آرامش ایجاد می‌کند. این کار کمک می‌کند تا فکرهای منفی را از سر خود بیرون کنید و انرژی خود را برای دیدن افکار مثبت جمع کنید.

     

    ورزش (یا هر نوع فعالیت بدنی) شما را به سمت یک وضعیت متعادل ذهنی سوق می‌دهد که به شما اجازه می‌دهد تا مثبت‌اندیشی خود را افزایش دهید. حرکت به صورت طبیعی باعث آزاد شدن استرس می‌شود که برای تعادل ذهنی و تداوم انگیزه بسیار ایده‌آل است. اگر نمی‌توانید در یک روز پر از استرس به باشگاه بروید، حداقل یک پیاده‌روی کوتاه (مثلا ۱۵ دقیقه) انجام بدهید. 

     

    13- افکار و احساساتتان را کنترل کنید

    بر خودتان مسلط شوید: برای موفق شدن باید بر دو چیز تسلط داشته باشید. افکار و احساسات‌تان. اگر به طور ذاتی بدبین هستید، تصمیم بگیرید که آگاهانه مسئولیت انتخاب نگرش‌ خود را بر عهده بگیرید. مثبت‌اندیشی را در اخلاق و تعامل‌تان با دیگران در پیش بگیرید. زمانی‌که بتوانید بر دنیای درونی خود تسلط پیدا کنید، بر دنیای بیرونی خود نیز می‌توانید تسلط پیدا کنید.

     

    اثرات شگفت‌انگیز مثبت اندیشی


    مثبت بودن قدرت تمرکز شما را بالا میبرد

    مثبت اندیشی باعث می‌شود حواستان به حواشی، منفی بافی‌ها و پیش‌آمدهای جزئی که باب میلتان نیستند پرت نشود و در نتیجه تمامی تمرکزتان رو مسیر اصلیتان قرار می‌گیرد

     

    نگرش مثبت باعث تقویت اعتماد به نفس‌تان می‌شود

    مثبت بودن نقاط ضعف و چیزهایی که باعث آزارتان می‌شود را برایتان کمرنگ کرده و در نتیجه باعث بالا بردن اعتماد به نفس شما می‌شود.

     

    مثبت اندیشی، فرصت‌های زندگی‌ات را نمایان می‌سازد

    تا زمانی که درحال غر زدن و گله کردن از زمین و زمان و خلاصه منفی‌بافی باشی، نمی‌توانی فرصت‌های زندگی‌ات را که راه رسیدن به موفقیت هستند را ببینی و قابلیت تشخیص آن‌ها را نداری.

     

    با مثبت اندیشی به خود باوری می‌رسید

    مثبت اندیشی استعدادها و توانایی‌هایتان را برای شما آشکار می‌سازد  و باعث می‌شود به خود اعتماد داشته و به خودباوری برسید.

     

    نگرش مثبت نقطه تحمل را بالا می‌برد

    مثبت فکر کردن مانند یک محرک برای کارایی و قدرت شماست. اگر مثبت اندیش باشید کارها برایتان آسان تر و قابل حل‌تر می‌شود.

     

    مثبت اندیشی باعث جلب اعتماد دیگران می‌شود

    در قسمت بالا به تاثیر مثبت اندیشی در کشف توانایی‌ها و در نتیجه خودباوری و  بالا رفتن اعتماد به نفس اشاره شد. زمانی که شما به خودباوری برسید و اعتماد به نفس داشته باشید، دیگران نیز راحت‌تر می‌توانند به شما اعتماد کنند و مسئلیت های بزرگتری به شما بسپارند. در نتیجه می‌تواند باعث ارتقا جایگاه شما در کار و یا خانواده و ...شود.

     

    کلید طلایی خوشبختی در همه زمینه‌ها:

    "نفوس بد نزن"، "بد به دلت راه نده"، "لفظ بد نیا"، "منفی نباش"، "هر چی فکر کنی همون میشه"، "مثبت فکر کن"، "مثبت باش"

     

    و از عبارات مثبتی چون: "من میتوانم"،  "من قادر هستم"، "چنین چیزی ممکن است و از عهده انجام آن بر می آیم"، "چقدر این کار برایم لذت‌بخش است" و... استفاده کنید و همواره شادی، قدرت و موفقیت را در وجود خود زنده نگه دارید.

     

     

    گردآوری: بخش روانشناسی بیتوته

    آخرین ویرایش: جمعه 9 اسفند 1398 23:54
    ارسال دیدگاه
  • روابط کاری

    انسان ذاتا یک مخلوق اجتماعی است. ما انسان‌ها همان‌گونه که دوست داریم غذا بخوریم و آب بنوشیم، به‌صورت ذاتی مشتاق هستیم با دیگر انسان‌ها روابط دوستانه و تعاملات مثبتی داشته باشیم.

     

    وقتی که شما با دیگر همکاران حاضر در محیط کار روابط خوب و خوشایندی دارید، حتی خودتان هم از کار و حضور در محیط کار لذت بیشتری می‌برید. همکارانتان بیشتر شما را همراهی می‌کنند و در نهایت در کارتان مؤثرتر خواهید بود.

     

    ایجاد روابط خوب شغلی و محافظت از آن‌ها فقط به تعلق خاطر، رضایت شغلی و لذت بیشتر شما از کار منجر نمی‌شود، بلکه این روابط خوب می‌توانند زمینه‌های دریافت پروژه‌های کلیدی و مهم، پیشرفت‌های شغلی و رشد هر چه بیشتر شما را فراهم کنند.

     

    فاکتور های لازم برای داشتن روابط کاری خوب

    - اعتماد: این ویژگی پایه و اساس هر رابطه خوب است. وقتی به گروه و همکاران خود اعتماد می‌کنید، شما یک اتحاد کاری قدرتمند شکل می‌دهید که بهتر کار کنید و برای گروه مؤثرتر باشید. اگر شما به همکاران خود اعتماد داشته باشید، می‌توانید وظایف خود را مؤثرتر و صادقانه‌تر انجام دهید و نیازی نیست انرژی خود را صرف نگاه کردن و مراقبت از دیگر کارمندان کنید که از زیر وظایف خود شانه خالی نکنند.

     

    - احترام متقابل: وقتی شما به افرادی که در محیط کار شما هستند احترام می‌گذارید، در واقع برای حضور آن‌ها، کارهای حاصل از حضورشان و همچنین ایده‌هایشان ارزش قائل می‌شوید و آن‌ها نیز متقابلا برای شما و ایده‌هایتان ارزش قائل می‌شوند. در این حالت وقتی که با هم همکاری می‌کنید، به‌خوبی می‌توانید از راهکارهای مبتنی بر خرد جمعی، تفکر و خلاقیت گروهی برای توسعه کار خود بهره ببرید.

     

    - تمرکز حواس: توجه و حضور ذهن بیشتر در محیط کار به معنای این است که شما مسئولیت گفتار و کردار خود را می‌پذیرید. افرادی که تمرکز حواس بیشتری دارند، بیشتر حواسشان جمع است که حرف ناپسندی نزنند یا کار ناخوشایندی انجام ندهند که سبب ایجاد روابط منفی و کدورت در محیط کار شود. بنابراین تمرکز حواس بیشتر در محیط کار، سبب ایجاد روابط شغلی بهتری خواهد شد.

     

    - استقبال از تنوع دیدگاه‌ها: افرادی که روابط کاری خوبی با دیگران دارند، نه‌تنها افراد با دیدگاه‌های متفاوت با خود را می‌پذیرند بلکه از آن‌ها استقبال هم می‌کنند. به‌طور مثال وقتی که دوستان و همکاران شما ایده‌ها و دیدگاه‌های متفاوتی ارائه می‌دهند، شما برایشان وقت می‌گذارید و به صحبت‌های آن‌ها گوش می‌دهید و نقطه نظرات آن‌ها را نیز در تصمیم‌گیری خود مدنظر قرار می‌دهید.

     

    - مهارت‌های اجتماعی خودتان را ارتقاء دهید: روابط خوب به دلیل توسط مهارت‌های برقراری روابط اجتماعی آغاز می‌شوند. برای اینکه بتوانید روابط خوشایندی با دیگران داشته باشید، نیاز است مهارت‌های اجتماعی خود را نظیر همکاری‌های گروهی، ارتباطات حرفه‌ای و تمرکز بر مشکلات و چالش‌ها و ارائه راهکارهای منطقی و منصفانه جهت برطرف کردن تنش‌ها تقویت کنید. اگر این‌گونه مهارت‌های اجتماعی خود را تقویت کنید، به‌راحتی می‌توانید با همه افرادی که تمایل دارید روابط بسیار خوبی داشته باشید.

     

    - بدهید و دریافت کنید: ارتباطات کاری نمی‌توانند و نباید مسیری یک‌طرفه باشند. اگر می‌خواهید سایر مردم با شما همکاری کنند، شما هم باید به آن‌ها خدمت کنید. یکی از مفیدترین کارهایی که در دستور کار شما قرار دارد، این است که با افرادی که در زمینه‌ی کاری شما متخصص هستند، وارد رابطه شوید.

     

    به‌طور متقابل، هرگاه فردی شما را در جریان فعالیت تجاری خود قرار داد، باید فکر کنید که چطور می‌توانید به او کمک کنید. سعی کنید همیشه با افرادی که در شبکه‌ی شما قرار دارند، ارتباط داشته باشید. از زندگی و کارشان باخبر باشید و هر کمکی که می‌توانید، از آن‌ها دریغ نکنید. این رویه، روابط شما را تقویت می‌کند و منافع دوجانبه‌ای خواهد داشت.


    - برنامه روابط با همکارانتان وقت بگذارید: بخشی از زمان کاری روزانه خودتان را به روابطتان با دیگران اختصاص دهید. حتی اگر شما فقط ۲۰ دقیقه وقت آزاد در روز داشته باشید، شاید بتوانید آن را به چهار بخش ۵ دقیقه‌ای تقسیم کنید و به‌طور مثال وقت استراحت یا وقت صرف نهار یا میان وعده به دفتر کاری یکی از همکاران بروید و احوال‌پرسی کنید

     

    یا اینکه ناهار را با یکدیگر صرف کنید. همچنین می‌توانید به پست‌های دوستان و همکارانتان در شبکه‌های اجتماعی پاسخ دهید (این نشان‌دهنده احترام متقابل شما به دوستانی هست که برای شما وقت گذاشته‌اند) یا یکی از همکارانتان را به صرف یک فنجان قهوه در زمان محدود مثلا ۱۰ دقیقه‌ای به دفتر کاری خودتان دعوت کنید.

     

    - از دیگران قدردانی کنید: به‌صورت واضح قدردانی خودتان را از افرادی که به شما کمک می‌کنند، نشان دهید. هر شخصی، از رئیس شما تا آبدارچی و مسئول نظافت محل کار، دوست دارد احساس کند از کارهای او قدردانی می‌شود. بنابراین وقتی افرادی در محل کار به شما کمک می‌کنند یا کاری را به‌خوبی انجام می‌دهند، واقعا از آن‌ها قدردانی کنید. این کار سطح ارتباطات شغلی شما را به‌طور مؤثری ارتقاء می‌دهد.

     

    - مثبت‌اندیش باشید: روی مثبت‌اندیش بودن و خوش‌فکر بودن خود کار کنید. خوب است بدانید خوش‌بینی و خوش‌فکری، جذاب و مسری است و روابط شما با دیگر همکاران را تقویت می‌کند. هیچ‌کس دوست ندارد دور و بر فردی باشد که همیشه منفی‌باف و دارای انرژی منفی و مأیوس‌کننده است.

     

    - شنونده خوبی باشید: وقتی زمانی را با فردی سپری می‌کنید، با تمام وجود آنجا حضور داشته باشید، حتی اگر صرفا تعاملی ۹۰ ثانیه‌ای با او دارید. درصورت امکان، وقتی با دیگران صحبت می‌کنید، تلفن یا رایانه‌ی خود را کنار بگذارید. به حرف‌های او گوش دهید و ازنظر احساسی هوشمند باشید و احساس او را درک کنید. با طرف مقابل خود ارتباط چشمی داشته باشید و به‌صورت کلامی یا غیرکلامی به او نشان بدهید که از صحبت با او خوشحال هستید.

     

    اگر در وسط انجام کاری هستید و یکی از همکاران‌تان به سر میز کار شما می‌آید، رفتار ناشایستی نداشته باشید و با او صحبت کنید و درعین‌حال ناراحتی خود را از اینکه کار شما را متوقف کرده است، نشان دهید. از او بپرسید که آیا می‌توانید به‌محض تمام‌شدن کارتان باهم صحبت کنید و درصورت موافقت او نیز، حتما پس از تمام‌شدن کارتان به سراغ او بروید و با او صحبت کنید.

     

    - برای کمک‌رسانی آماده باشید: برای همه گاهی پیش می‌آید که در محل‌کار احساس کنند آسیب‌پذیر هستند و نیاز به کمک دارند؛ مثلا در شروع پروژه‌ای جدید، وقتی طرح پروژه برای آنها ناآشناست و باید تعریف شود، یا زمانی‌که در میانه‌ی راه مشکلی جدی پیش می‌آید یا وقتی در مراحل انتهایی پروژه با مشکلی مواجه می‌شوند. در هریک از این شرایط سعی کنید از این لحظات حساس و دشوار پیش آمده برای همکاران خود آگاه باشید و به آنها کمک کنید.

     

    شما باید پیش‌بینی کنید که چه زمانی وظیفه یا پروژه‌ای که همکاران شما مشغول کار روی آن هستند، ممکن است که به مشکل بربخورد و هرزمان که می‌توانید به آنها پیشنهاد کمک بدهید. دوستی با همکاران، تنها راه آگاهی از زمان‌های بروز این مشکلات نیست. شما مجبور نیستید که هر روز با آنها صحبت کنید تا متوجه شوید چه زمانی می‌توانند کارهای خود را به‌خوبی انجام دهند.

     

    فقط کافی است که به روند انجام کارهای خود و طرح‌های بزرگی که کل گروه یا واحد شما انجام می‌دهد توجه داشته باشید و از آن به‌عنوان مبنایی برای آگاهی یافتن از مشکلات همکاران خود و کمک به آنها استفاده کنید. برای نمونه می‌توانید با برگزاری یک جلسه‌ی طوفان فکری اولیه یا کارکردن روی دسته‌ی اسلایدهایی که همکار شما مشغول کار روی آن است، پیش از اینکه او مشکل خود را مطرح کند، به او کمک کنید.

     

    در این حالت نیز صرفا ارسال ایمیلی کوتاه کافی است:سلام [نام فرد موردنظر]، من می‌دانم که [موقعیت دشوار مربوط] رخ داده است. خوشحال می‌شوم که درخصوص این موضوع ملاقاتی با شما داشته باشم، البته اگر فرصت آن را داشته باشید. اگر هم نمی‌توانید مسئله‌ای نیست. فقط می‌خواستم بدانید که اگر به کمکی نیازی داشته باشید، می‌توانید به من مراجعه کنید.

     

    - رویدادهای مهم را به‌یاد داشته باشید: مردم دوست دارند مورد توجه قرار بگیرند و فراموش نشوند. یکی از کارهای ساده‌ای که می‌توانید انجام دهید، علامت‌زدن تاریخ تولد همکاران‌تان روی تقویم است. اگر آنها برای شما کار می‌کنند یا نقش مهمی در محل‌کار دارند، بهتر است که کارت هدیه یا هدیه‌ای را برای روز تولد آنها تهیه کنید و یک هفته پیش از تاریخ تولد آنها را در تقویم خود علامت بزنید تا فرصت کافی برای تهیه‌ی هدیه داشته باشید. همین کار را برای سالگردهای کاری نیز انجام دهید تا به همکاران‌تان بگویید زمانی را که به شرکت وارد یا برای نخستین بار به گروه شما ملحق شده‌اند، گرامی می‌دارید.


    حد و مرز دوستی با همکارنتان را رعایت کنید

    انسان موجودی اجتماعی است و باید با اطرافیان خود رابطه داشته باشد تا ازطریق تعاملات و روابط اجتماعی، نیازهای مادی و عاطفی خود را برطرف کند. روابط موجود در محیط کار نیز از این قاعده مستثنی نیست و فردی که با همکاران خود روابطی قوی و گسترده برقرار کرده، بهتر می‌تواند درجهت رشد و پیشرفت حرکت کند و وظایف خود را به‌شکلی مطلوب انجام دهد ولی ازسوی دیگر، زیاده‌روی در ایجاد ارتباط با همکاران نیز مانند زیاده‌روی در هر کار دیگری زیان‌آور است. 

     

    بنابراین ما باید بدانیم که چگونه می‌توانیم با همکاران خود رابطه‌ی مفید و سازنده‌ای برقرار کنیم که به رشد و موفقیت شغلی و حرفه‌ای ما کمک کند. همیشه داشتن دوستی که در زمان مواجهه با سختی‌ها و مشکلات کاری بتوانیم با او مشورت کنیم و از او کمک بخواهیم، بسیار مفید است.

     

    ولی مسئله‌ی بدیهی دیگر این است که درگیرشدن در روابط اجتماعی بیش‌ازحد در محل‌کار نیز موجب می‌شود که نتوانیم کارهای زیادی انجام دهیم. درواقع یکی از مهم‌ترین دلایل کاهش بهره وری (دست‌کم در سطح فردی)، حواس‌پرتی‌های ناشی از حضور همکاران در نزدیکی و مجاورت فرد است.

     

    حد و حدود و مرزهای خودتان را مدیریت کنید. اطمینان حاصل کنید که برای خود حدومرزهای مشخصی دارید و آن‌ها را مدیریت می‌کنید. این درست است که همه ما دوستانی خوب و صمیمی در محیط کار می‌خواهیم؛ اما گاهی اوقات یک دوستی می‌تواند شغل ما را تحت تأثیر منفی قرار دهد.

     

    به‌خصوص زمانی که یک دوست یا همکار وقت ما را بیش از حد به خود اختصاص می‌دهد و زمان کار و بازدهی شغلی ما را کاهش می‌دهد. اگر این مورد اتفاق افتاد، مهم است که شما حدومرزهای خودتان را قاطعانه حفظ کنید و بدانید چه مقدار زمان در روز می‌توانید به روابط اجتماعی خود با دیگران اختصاص دهید.

     

    با همکاری که از او خوشتان نمی‌آید اینگونه کنار بیایید

    گاهی اوقات پیش می‌آید شما با فردی همکار هستید که از او خوشتان نمی‌آید یا شما نمی‌توانید به‌آسانی با او ارتباط برقرار کنید. این مجوزی برای قطع ارتباط نیست، به خاطر کار خودتان هم که شده، ضروری است یک رابطه حرفه‌ای شغلی با این‌گونه افراد داشته باشید.

     

    در این وضعیت تلاش کنید شخصیت طرف مقابل را بشناسید. این خوب است که شما واقع‌بینانه خودتان را در بهترین وضعیت برای برقراری ارتباط نمی‌بینید؛ اما می‌توانید اولین حرکت برای ایجاد و بهبود رابطه را با برقراری یک گفتگوی شغلی واقعی یا دعوت به صرف نهار کاری انجام دهید.

     

    وقتی با این افراد گفتگو می‌کنید، سعی کنید گارد و ژست کاری نگیرید. خیلی راحت، روان و دوستانه برخورد کنید. سؤالاتی در مورد پس‌زمینه‌های فکری، علاقه‌مندی‌ها و موفقیت‌های قبلی‌شان بپرسید. به‌جای صرف انرژی در تفاوت‌ها و اختلاف نظرها، سعی کنید بر مشترکات خودتان با آن‌ها تمرکز کنید.

     

    به خاطر داشته باشید همه روابط کاری نمی‌توانند کاملا دوستانه و صمیمی باشند اما شما باید اطمینان حاصل کنید که همه روابط شما با دیگران، حداقل برای محیط کار و رشد شغلی مناسب است. در مورد همکاران دیگران غیبت نکنید. غیبت یا بدگویی درباره همکاران دیگر یکی از تأثیرگذارترین مواردی است که روابط خوب را به نابودی می‌کشاند و حتی اعتماد دیگر اعضای گروه به شما را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

     

    اگر شما احساس می‌کنید مشکلی با یک نفر در گروهتان دارید، به‌طور مستقیم با خود آن شخص در مورد چالش ایجادشده صحبت کنید. غیبت کردن و بدگویی درباره آن شخص پیش همکاران دیگر، نه‌تنها مشکلی را حل نمی‌کند بلکه این وضعیت را تشدید می‌کند و می‌تواند سبب کینه و دشمنی بین شما بشود.

     

     

    انسان موجودی اجتماعی است و باید با اطرافیان خود رابطه داشته باشد تا ازطریق تعاملات و روابط اجتماعی، نیازهای مادی و عاطفی خود را برطرف کند. روابط موجود در محیط کار نیز از این قاعده مستثنی نیست و فردی که با همکاران خود روابطی قوی و گسترده برقرار کرده، بهتر می‌تواند درجهت رشد و پیشرفت حرکت کند و وظایف خود را به‌شکلی مطلوب انجام دهد.

    گردآوری: بخش روانشناسی بیتوته

    yjc.ir

    آخرین ویرایش: جمعه 9 اسفند 1398 23:43
    ارسال دیدگاه
  • شما به عنوان یک زن، تمنای ارتباطهای عاطفی را دارید و این یک شخصیت جاافتاده است که به شما اجازه می‌دهد پیوندی عمیق با شوهرتان برقرار کنید، خواهان رابطه‌ی جنسی با او باشید و عشق‌تان را رشد دهید.

     

    بنابراین اگر زمانی برسد که دیگر هیچ حسی به همسرتان نداشته باشید، به ضرر سلامت روحی و سلامت زندگی مشترک‌تان تمام خواهد شد. وضعیتی که در آن هیچ پیوند عاطفی با شوهرتان احساس نکنید، می‌تواند شادی و رضایت زندگی‌تان را مختل کند.

     

    اگر عادت به ارتباط عاطفی سالم و محکمی با همسرتان داشته باشید، به بی‌حسی و کمبود شور و هیجان عاطفی رسیدن می‌تواند درد و اندوه زیادی برای‌تان ایجاد کند. شاید شوهر شما زمانی بسیار به شما توجه می‌کرده و شما هم عادت داشتید ساعتها با همسرتان صمیمانه و مهربانانه گفتگو کنید. اما حالا ساعتها طول می‌کشد تا جواب پیام‌تان را بدهد یا گفتگوهای‌تان فراتر از سه چهار جمله نمی‌رود. این کمبودها و تغییرات به زندگی زناشویی‌تان لطمه می‌زنند.

     

    این ضعف ارتباط هر چقدر بیشتر طول بکشد، بیشتر احساس خواهید کرد که با هم اتاقی‌تان در حال زندگی هستید، نه با همسرتان! در نتیجه، صمیمیت و اطمینان و شادی و احساس امنیتی که قبلا در کنار همسرتان داشتید دیگر رنگ می‌بازد.

     

    نشانه‌های شکاف عاطفی و احساسی

     

    . دیگر از همسرتان نظر و کمک نمی‌خواهید 

    دیگر سراغ همسرتان نمی‌‌روید تا نظرش را در مورد مسئله‌ای بپرسید. زیرا احساس می‌کنید او دیگر اهمیتی به شما نمی‌دهد و شما هم احترامی برای نظر و عقایدش قائل نیستید، یا آنقدر با او احساس صمیمیت نمی‌کنید که مشکلات‌تان را با او در میان بگذارید. ضعف حمایت عاطفی از جانب همسر می‌تواند دلیل دوری کردن شما و بی‌میل بود‌ن‌تان نسبت به عقایدش باشد.

     

    . مکالمه‌ای با هم ندارید 

    دیگر تمایلی ندارید در مورد روزی که پشت سر گذاشته‌اید با همسرتان حرف بزنید. وقتی هیچ ارتباط عاطفی بین شما وجود نداشته باشد، چیزی که برای شما یا همسرتان ارزش با هم گفتگو کردن را داشته باشد نیز نخواهید یافت.

     

    . رابطه جنسی ندارید 

    پرچم قرمزی که ثابت می‌کند دیگر پیوند عاطفی میان‌تان وجود ندارد، حذف روابط جنسی با همسرتان است. شاید هم اجتناب از رابطه‌ی جنسی، برای شما ابزاریست برای تنبه همسرتان!

      

    . مدام نقد و سرزنش می‌کنید 

    شما آزرده و دلخورید و به دنبال راههایی می‌گردید که همسرتان را برنجانید. کافیست فنجان قهوه‌اش را نشسته داخل سینک رها کند، بهانه‌ای است برای شما تا او را تنبل و بی‌فکر خطاب کنید و موضوعات دیگر را نیز وسط بکشید. شاید کوچک‌ترین اشتباهات او باعث شوند خطابه‌های سرزنش آمیز به راه بیندازید.

     

    روابط بین زن و شوهر

    به بی‌حسی و کمبود شور و هیجان عاطفی رسیدن می‌تواند درد و اندوه زیادی برای‌تان ایجاد کند‎

     

    پیامدهای فقدان پیوند عاطفی 

    نبودن صمیمیت و ارتباط عاطفی میان شما و کسی که قرار است تا آخر عمرتان با او زندگی کنید، یک مشکل ساده نیست. اگر تلاش‌تان را برای تقویت ارتباط‌تان کرده باشید اما همسرتان هیچ همکاری با شما نکرده باشد، مطمئنا ناامید و فرسوده خواهید شد، پس باید منتظر پیامدهای جدی آن باشید.

     

    . تنهایی و افسردگی 

    شما و همسرتان هنگام ازدواج سوگند یاد کردید که همیشه با هم باشید اما احساس می‌کنید تمام روزها و شبهای‌تان در تنهایی سپری می‌شود. تنهایی، مایوس کننده است.

     

    . تردید نسبت به خود 

    چیزی ناتوان کننده‌تر از تردید نسبت به خود وجود ندارد. وقتی نتوانید ارتباط عاطفی خوبی با همسرتان برقرار کنید، شروع می‌کنید به شک کردن به خودتان. آیا همسر خوبی نبوده‌اید؟ آیا شوهر شما آنقدر دوست‌تان ندارد که ارتباط عاطفی قوی با شما برقرار کند؟ ممکن است با زن دیگری وارد رابطه‌ی عاطفی شده باشد که شما را طرد می‌کند؟ این سوالها می‌توانند منجر به حسادت، پارانویا و ضعف اعتماد بنفس شوند.

     

     . فاصله‌ای که روز به روز بیشتر می‌شود 

    هر چه بیشتر تلاش کنید همسرتان را وادار به ارتباط عاطفی کنید و جوابی نگیرید، فاصله‌ی میان‌تان بیشتر و بیشتر خواهد شد. تلاش‌ کردن‌ها و نتیجه نگرفتن‌ها روی هم انباشته شده و شکاف میان‌تان را عمیق‌تر می‌کند.

     

    . خیانت 

    اثری که بی‌توجهی و بی‌مهری مرد روی زن می‌گذارد، درست مانند اثری است که نادیده گرفتن نیازهای جنسی مرد از جانب زن روی او می‌گذارد. احساس می‌کنید شوهر شما دیگر اهمیتی به نیازهای‌تان نمی‌دهد. تنهایی و نادیده گرفته شدن، تبدیل به خشم و نفرت نسبت به همسر شده و زمینه را برای خیانت فراهم می‌کند.

     

    چه باید بکنید 

    هر چه بیشتر اجازه بدهید مشکل‌تان مزمن و ماندگار شود، بیشتر آزرده و دلشکسته خواهید شد.

     

    . ارتباط برقرار کنید 

    بگذارید همسرتان بداند چه احساسی دارید. به او بگویید مانند گذشته با او احساس صمیمیت نمی‌کنید. از او بپرسید کاری هست که بتوانید برای تقویت پیوند عاطفی‌تان انجام دهید. این سوالها می‌توانند باب گفتگوها را باز کرده و وادارتان کنند در مورد مسائل‌تان حرف بزنید.

      

    . سرزنش نکنید 

    وقتی پای گفتگو با همسرتان می‌نشینید بحث را به سرزنش و ملامت نکشانید. احساس‌‌تان را گردن همسرتان نیندازید چون باعث می‌شود در لاک دفاعی‌اش فرو برود و نتوانید گفتگوی راحتی داشته باشید. در عوض سعی کنید، خواسته‌های‌تان را مطرح کنید.

     

    . اوقات دونفره‌تان را بیشتر کنید 

    قرارهای دو نفره برای همسران واقعا مفید است، مخصوصا آنهایی که بچه‌ هم دارند. درست است که حالا پدر و مادر هستید و فرزندانی دارید اما نباید فراموش کنید که پیش از اینها شما زن و شوهرید و باید اوقات دو نفره‌ داشته باشید و توجه‌تام فقط معطوف همدیگر باشد. برنامه‌ی منظمی برای این کار داشته باشید و به آن پایبند بمانید. کاری را انجام دهید که هر دوی شما از آن لذت می‌برید.

     

    . تماس جنسی‌تان را بیشتر کنید 

    وقتی احساس می‌کنید ارتباط عاطفی ضعیفی میان شما و همسرتان برقرار است چگونه می‌توانید به روابط جنسی بیشتری فکر کنید؟ البته کار سختی است اما تماس‌های جنسی به نفع هر دوی شما هستند. رابطه‌ی جنسی که به ارگاسم منتهی می‌شود، بیشترین میزان اکسی توسین را در خون رها می‌کند که دوای عشق‌تان نیز هست.

     

    اکسی توسین، تقویت کننده‌ی حس همدلی‌ نیز هست. برای مردان، رابطه‌ی جنسی با همسر، بخش پاداش دهی مغز را تحریک کرده و در تمام بدن، دوپامین ترشح می‌کند. یادتان باشد که برای احیا کردن ارتباط عاطفی در زندگی زناشویی، هر دو طرف باید بتوانند تلاش و تمرین کرده و با وقت گذاشتن و اطمینان متقابل، زمینه را برای بازیابی ارتباط فراهم کنند.

     

    منبع: bartarinha.ir

    آخرین ویرایش: جمعه 9 اسفند 1398 23:17
    ارسال دیدگاه
  • Ali Zp & Mohammad Zp چهارشنبه 7 اسفند 1398 13:04 نظرات ()
    شروع سخنرانی باید با ارائه‌ی مروری کلی از آنچه قرار است مطرح شود، مخاطب را متقاعد کند که سخنرانی‌ شما مرتبط و مفید خواهد بود. شروع سخنرانی بهترین فرصت برای متقاعد کردن دیگران است تا به آنها نشان دهد که شما سخنی ارزشمند برای گفتن دارید. یک شروع سخنرانی مطلوب باید دارای پنج ویژگی مهم باشد: جلب توجه مخاطب؛ معرفی موضوع؛ توضیح ارتباطش با مخاطب؛ بیان قضیه یا هدف سخنرانی؛ و چکیده‌ای از نکات اصلی. در پایان مقدمه، مخاطب باید بداند که شما به چه سویی می‌روید و سخنرانی‌تان چه مسائلی را پوشش خواهد داد. اگر سخنرانی ترغیب‌کننده ارائه می‌دهید، مسئله‌ی خود را در مقدمه بیان کنید. اگر در حال ارائه‌ی سخنرانی آموزنده‌ای هستید، توضیح دهید که چه‌چیزی به مخاطب خواهید آموخت.

    هنگامی که مقدمه‌ی خود را می‌نویسید، تلاش کنید به این پرسش‌ها پاسخ دهید:

    گستره‌ی ارائه‌تان چیست؟ موضوع‌تان چقدر محدود یا گسترده است؟ چطور به مخاطب ربط دارد؟ اهمیتش برای مخاطب چیست؟ آیا هیچ دیدگاه جدید یا چشم‌اندازهای خاصی دارید که به بحث موجود درباره‌ی موضوع‌تان بیفزایید؟ چرا مخاطب به جای افراد دیگر باید به شما گوش دهد؟ آیا به مخاطب اطلاعاتی می‌دهید یا بحثی دارید؟

    نقشه‌ی راه

    تا رسیدن به پایان مقدمه، شما باید مروری خلاصه از نکات اصلی خود ارائه دهید. این «نقشه‌ی راه» به مخاطب کمک خواهد کرد تا نکات اصلی را در زمینه‌ی هدف بزرگ‌ترِ شما بفهمد. بدون پیگیری نقشه‌ی راه، مخاطب در معرض سردرگمی در میانه‌ی راه قرار می‌گیرد. شروع سخنرانی خوب، بهترین راه برای اطمینان از انتقال پیام‌تان است.

    به طور خلاصه، شروع سخنرانی باید:

    • مخاطب را به دام بیندازد.
    • موضوع‌تان را توصیف کند.
    • توضیح دهد که موضوع‌تان چطور به مخاطب ربط دارد.
    • اهمیت موضوع را تشریح کند.
    • اعتبار بیافریند: شما چه صلاحیتی برای بحث درباره‌ی این موضوع دارید؟
    • نوآوری شما را بیان کند: چه چیز جدید یا خاصی درباره‌ی دیدگاه‌تان وجود دارد؟
    • نقشه‌ی راهی از سخنرانی‌تان فراهم کند.
    • نکات اصلی‌تان را خلاصه کند.
    • قضیه یا هدف‌تان را بیان کند.

    نگارش مقدمه

    اگر حکایت، نقل‌قول، پرسش، یا «تله‌»ی دیگری دارید که الهام‌بخش شما برای نوشتن مقدمه است، از آن بهره بگیرید. الهام خود را مسلم فرض نکنید! در برخی موارد، داستان سرایی مناسب، توالی طبیعی‌ای برای طرح نکات اصلی شما ایجاد می‌کند و به‌سادگی سخنرانی را به کار می‌اندازد؛ در غیر اینصورت، شاید راحت‌تر باشد که پس از نوشتن درباره‌ی نکات اصلی‌تان، نگارش مقدمه را آغاز کنید. پردازش نکات اصلی، مقصد سخنرانی را مشخص می‌کند و بهتر است که پیش از شروع، ایده‌ی مشخصی داشته باشید که به کجا می‌روید.

    جلب توجه و علاقه

    برای جلب توجه و علاقه‌ی مخاطب در شروع سخنرانی مقدمه‌ای انفجاری بنویسید و سپس، مروری سریع از سخنرانی‌تان ارائه دهید.

    سخنرانی اساسا هنر متقاعدکردن مخاطب است؛ حتی وقتی نامحتمل است که به شما گوش بدهد. چطور می‌توانید شنوندگان خود را از دغدغه‌های روزمره‌شان دور کنید؟ چه‌چیز شما را به جذاب‌ترین فرد در زندگی‌شان -دست‌ِکم تا وقتی که سخنرانی‌تان تمام شود- تبدیل می‌کند؟ شما باید سریع و هوشمندانه عمل کنید؛ چون برخوردهای اولیه معمولا همه‌ی برخوردهای بعدی را تحت‌الشعاع قرار می‌دهند. شروع سخنرانی شما تمایل مخاطب را به گوش‌دادن تعیین می‌کند. بنابراین، یاد بگیرید که چطور شروعی انفجاری داشته باشید و از این حقیقت به نفع خود بهره ببرید.

    راهبردهایی برای شروع سخنرانی

    هشت راه برای شروع سخنرانی ماهرانه عبارت‌اند از:

    ۱. توضیحی تحریک‌آمیز یا بحث‌برانگیز بدهید

    شما سپس می‌توانید از این موضع افراطی عقب‌نشینی کنید؛ اما جدل، راهی مؤثر برای جلب توجه مخاطب است.

    نمونه: ایالات متحده‌ی آمریکا باید با اِعمال جریمه برای والدینی که بیشتر از یک فرزند دارند، جمعیت خود را کنترل کند.

    ۲. حقیقتی غافلگیر‌کننده یا نادر بگویید

    نمونه: آیا می‌دانستید که خوردن بلوبری می‌تواند با تقویت پیام‌رسان‌های عصبی در مغزتان، شما را واقعا باهوش‌تر کند؟

    ۳. با یک نقل‌قول آغاز کنید

    اگر خودتان نمی‌توانید به جمله‌ای که توجه مخاطبان را جلب کند بیندیشید، از منابع بیرونی کمک بگیرید (البته با اسناد مناسب).

    نمونه: اسکار وایلد (Oscar Wilde) می‌گوید: «همیشه دشمنانت را ببخش؛ هیچ‌چیز بیشتر از این، آنها را نمی‌رنجاند.»

    ۴. با حکایتی کوتاه آغاز کنید

    نمونه: در روزی سرد و بارانی، از خانه به سمت محل کارم رانندگی می‌کردم که گربه‌ای لاغر را کنار جاده دیدم. دنده‌هایش از زیر پوستِ کثیف و چرک‌شده‌اش بیرون زده بود؛ کاملا مشخص بود که خیلی گرسنه است. در لحظه تصمیم گرفتم که برای این گربه خانه‌ای پیدا کنم؛ توقف کردم و او را برداشتم و در صندلی شاگرد نشاندم و مسیری را شروع کردم که زندگی‌ام را به طریقی تغییر داد که هرگز نمی‌توانستم تصور کنم.

    ۵. درباره‌ی ارتباط موضوع‌تان با مخاطب بحث کنید

    نمونه: غذاهایی که از نظر ژنتیکی تغییر یافته‌اند، همه‌ی فروشگاه‌های مواد غذایی را در سراسر کشور پر کرده‌اند؛ امروزه پرهیز از آنها ممکن نیست. اگر امروز چیزی خورده‌اید، چیزی خورده‌اید که از نظر ژنتیکی تغییر یافته است.

    ۶. در برابر موضوعی مشخص جبهه بگیرید

    به یک «مرد پوشالی» یا «مخالف ساختگی» مبهم حمله نکنید؛ روشن و واضح باشید.

    نمونه: تشریفات اداری و کاغذبازی‌های بیهوده‌ی این دانشگاه هر روز دست‌وپاگیرتر می‌شوند.

    ۷. موقعیت خودتان را در بحث جاری محکم کنید

    نمونه: فرهنگ جمعی در حال نفوذ به محیط‌های کاری است که مشارکت در گروه را تشویق می‌کنند؛ مانند طرح‌های فضای اداری باز و محیط‌های گروهی جالب. شرکت ما در برابر این گرایش مقاومت کرده است. ما هنوز مجموعه‌ای قدیمی از اداره‌هایی با درهای بسته داریم که از چهارگوشه‌هایی با دیوارهای بلندِ محصور مانند کندوی زنبورعسل تشکیل شده‌اند! نتیجه‌ی این امر چیست؟ روشن است! کارکنان ما هیچ‌گاه با هم معاشرت نمی‌کنند! به نظرم، زمان آن رسیده است که به درک تازه‌ای از محیط کار و تأثیر صمیمیت در بهره وری نیروی کار برسیم.

    ۸. پرسشی مطرح کنید

    نمونه: آخرین باری که پولی به یک نهاد خیریه اهدا کردید، چه زمانی بود؟

    تکرار

    تکرار خسته‌کننده است؛ درست است؟ چه کسی می‌خواهد چیزی را بیش از یک‌بار بشنود؟ در واقع، سخنرانان باتجربه و هوشمند درمی‌یابند که تکرار نباید حشو و زاید باشد؛ تکرار باید کاملا بجا و هوشمندانه باشد و نقش تأکیدی و جلب‌کننده داشته باشد. در این فرهنگ حواس پرتی، گزینش واژه، عبارت یا ایده‌ای جذاب و برگشتن به آن در طول سخنرانی‌تان می‌تواند به مخاطب کمک کند تا میان نکات گوناگون ارتباط برقرار کند. فکر کنید که گوش‌دادن به آهنگی خوب چه حسی دارد: هر بیتی با سرودی جدید داستانی می‌سازد و بعد بیتِ تکرارشونده به زمینه‌ی آهنگ برمی‌گردد. در اینجا تکرار خسته‌کننده نیست؛ بلکه بر جذابیت موضوع و ماندگاری آن در ذهن مخاطب می‌افزاید.

    الهام‌گیری

    اگر ایده‌ای ندارید و گیر کرده‌اید، برای الهام‌گرفتن با سخنرانان دیگر گفت‌وگو کنید. اگر در سایت‌های مرجعِ ویدئو مانند یوتیوب یا ویمِئو (Vimeo) به دنبال سخنرانی بگردید، می‌توانید سخنرانان ماهری را ببینید که با همان مشکلات شما درگیر هستند. برای خودتان تصمیم بگیرید که چه چیزی راهگشاست و چه چیزی مؤثر نیست.

    اعتبارسازی

    برای ایجاد اعتبار، سخنران باید با ارائه‌ی خودش به عنوان مرجعی در موضوع، اعتماد و احترام مخاطب را به دست آورد.

    در حوزه‌ی سخنرانی، پیام از پیام‌رسان جداشدنی نیست. اگر مخاطب به شما اعتماد نکند، به شما گوش نخواهد کرد. متأسفانه، اعتماد مخاطب غالبا بر اساس عواملی ظاهری، احمقانه و نامرتبط و به‌ندرت بر پایه‌ی دغدغه‌های درست شکل می‌گیرد. غلبه بر برخوردهای نخست دشوار است و مخاطب پیش از اینکه حتی فرصتی برای معرفی خود داشته باشید، بی‌رحمانه قضاوت‌تان می‌کند. برای جلب اعتماد و احترام مخاطب، تنها آماده‌کردن یک سخنرانی خوب کافی نیست؛ همچنین باید خودتان را آماده کنید. ایجاد اعتبار شاید مانند وظیفه‌‌ای مهیب به نظر برسد. به هرحال، افراد گوناگون به دنبال چیزهای متفاوتی هستند. چطور امکان دارد که بتوانید همگی آنها را راضی کنید؟ خوشبختانه، سخنرانان می‌توانند با تکیه بر مجموعه‌ای از دستورالعمل‌های کلی، در موقعیت‌های گوناگون اعتبار کسب کنند.

    خود ارائه‌گری

    خود ارائه‌گری عاملی مهم در اعتبار سخنران است. راهبردهای زیر می‌تواند اعتبار و احترام ویژه‌ای را برای سخنرانان از سوی مخاطبان‌شان به ارمغان آورد:

    1. لباس مناسب بپوشید. از میزان رسمی‌بودن موقعیت آگاه باشید و نحوه‌ی پوشش‌تان را بر همان اساس تعیین کنید. ساده باشید: الگوهای زرق‌وبرق‌دار، رنگ‌های روشن، جواهرات پرزرق‌وبرق و پوشش‌های بدن‌نما شاید باعث حواس پرتی مخاطبان از پیام شما شوند. وقتی تردید دارید، بر پوشش حرفه‌ای رسمی تکیه کنید.
    2. به مخاطب نگاه کنید. سخنرانانی که با مخاطب ارتباط چشمی برقرار می‌کنند، گشاده‌روتر، قابل‌اعتمادتر و با اعتمادبه‌نفس‌تر به نظر می‌رسند. حتی اگر از روی نوشتار می‌خوانید یا از کارت‌های یادداشت کمک می‌گیرید، هر از گاهی، نگاه‌تان را بالا بیاورید تا ارتباط‌تان را با مخاطب حفظ کنید.
    3. با صدایی رسا، واضح و با اعتماد به نفس سخن بگویید. اگر شما اعتمادبه‌نفس داشته باشید، مخاطب به‌سادگی آن را درک می‌کند.
    4. اعتبار خود را بیان کنید. مخاطب به شما راحت‌تر اعتماد خواهد کرد اگر بتوانید ثابت کنید که افراد دیگر هم برای تخصص‌تان ارزش قائل هستند. اعتبار شامل مدارک مرتبط، گواهینامه‌ها، تقدیرنامه‌ها، توصیه‌نامه‌ها، تجربه‌های کاری، فعالیت‌های داوطلبانه و انواع دیگر دستاوردهای فردی هستند.
    5. ارتباط شخصی خود را با موضوع‌ آشکار کنید. موضوع چه اهمیتی برای شما دارد؟ این موضوع چطور بر زندگی‌تان اثر گذاشته است؟ اگر مناسب است، داستانی شخصی تعریف کنید که رابطه‌تان را با موضوع تشریح کند.
    6. با مخاطب زمینه‌ای مشترک بسازید. چه مشکلات مشترکی دارید؟ اهداف مشتر‌ک‌تان چیست؟

    ابراز شایستگی

    چرا مخاطب باید به آنچه شما می‌گویید، گوش دهد؟ بارِ اثبات این موضوع بر دوش شماست؛ پس باید درباره‌ی ارزش تجربه، آموزش یا پژوهش خود بحث کنید و آن را برای مخاطب روشن کنید. به مخاطب بگویید که چطور به مرجعی قابل‌اعتماد در موضوع‌ِ مورد بحث تبدیل شده‌اید. با این حال، انتظار نداشته باشید که همه به‌سادگی سخن‌تان را بپذیرند؛ از منابع بیرونی برای افزایش اعتبارتان بهره بگیرید. تشریح کنید که شما با بحث‌های مربوط به موضوع‌ آشنا هستید. به مراجع دیگر در موضوع‌ سخنرانی اشاره کنید یا از آنها نقل‌قول کنید تا نشان دهید که با فعالیت‌های آنها به‌خوبی آشنایی دارید. همچنین، به مخاطب نشان دهید که می‌فهمید چطور موضوع‌تان در زمینه‌ای بزرگ‌تر جا می‌گیرد. به پیشینه‌ی موضوع و کارکردش در زمینه‌ها یا فرهنگ‌های دیگر نگاه کنید. اصل وینستون چرچیل: «هرچه‌بیشتر به‌عقب بنگرید، احتمالا جلو را بیشتر خواهید دید.» استدلالی عالی برای رابطه‌ی میان زمینه و حکمت است.

    1. مرجع شایستگی خود را در این موضوع بیان کنید:‌ تجربه، آموزش یا پژوهش
    2. به مراجع بیرونی ارجاع دهید.
    3. درک‌ و دریافت‌تان را از زمینه‌ی بزرگ‌تر به مخاطب نشان دهید.

    کسب اعتبار از مخاطب شکاک

    اگر با مخاطبی شکاک یا مخالف صحبت می‌کنید، با ایجاد زمینه‌‌ای مشترک آغاز کنید. به باورها و ارزش‌های مشترک متوسل شوید و هدفی را مشخص کنید که همگی بر آن توافق دارید. به این هدف مشترک در طول سخنرانی‌تان بارها ارجاع دهید تا به مخاطب یاد‌آوری کنید که در نهایت، شما هم همان چیز را می‌خواهید که او می‌خواهد. به افراد دودل نشان دهید که با اشتیاقی صادقانه، انگیزه پیدا کرده‌اید تا بهترین پاسخ را بیابید و در نتیجه، با دقت و هوشمندی، دیدگاه‌های آنها را در نظر گرفته‌اید. اگر بدون تأمل، دیدگاه‌های مخالف را در نظر نگیرید، اعتبارتان را از دست می‌دهید. اگر بتوانید تشریح کنید که می‌فهمید چرا دیدگاه‌های مخالف جذاب هستند، هنگام بحث درباره‌ی موضع‌تان اعتبار بیشتری خواهید یافت. اگر نتوانید به نکات مشترک بحث بپردازید، مخاطب بهانه‌ای عالی خواهد داشت تا با بحث‌تان مخالفت کند. به طور خلاصه:

    1. زمینه‌‌ای مشترک پیدا کنید.
    2. به باورها و ارزش‌های مشترک متوسل شوید.
    3. هدفی مشترک شناسایی کنید.
    4. در طول سخنرانی، به این هدف مشترک برگردید.
    5. تشریح کنید که شما از دیدگاه‌های دیگر درباره‌ی این موضوع آگاه هستید.
    6. نشان دهید که ارزش موضع‌‌های مخالف را می‌فهمید.
    7. درباره‌ی موضع‌تان بحث کنید.

    معرفی موضوع، قضیه و نکات اصلی

    خیلی زود مروری از موضوع، مسئله و نکات کلیدی‌تان فراهم کنید تا به مخاطبان نشان دهید که چرا باید به سخنرانی‌تان علاقه‌مند باشند.

    سخنرانان باید در سریع‌ترین زمان ممکن، با معرفی موضوعی، مسئله (یا هدف‌شان) را بیان کنند. پس از آغازی جذاب و توجه‌برانگیز، زمان کمی دارید تا مخاطب را متقاعد کنید که مطلبی ارزشمند برای گفتن دارید.

    معرفی موضوع:

    • موضوع‌تان را بیان کنید.
    • موضوع را در سطح مناسب برای مخاطب توضیح دهید.
    • مفاهیم کلیدی را تعریف کنید.
    • با یادآوری اهمیت موضوع، توضیح دهید که موضوع چطور به حاضران ربط دارد.

    معرفی مسئله

    بیان اولیه‌ی مسئله (یا بیان هدف در سخنرانی آموزشی) را خلاصه و جذاب بگویید.

    به یاد داشته باشید: بیان مسئله باید بحث شما را در یک تا سه جمله خلاصه کند.

    معرفی نکات اصلی

    پیش از اینکه مقدمه‌تان به پایان برسد، به مخاطب مروری از نکات اصلی‌تان ارائه دهید. شاید مفید باشد که به طرح کلی‌تان رجوع کنید و فهرستی موجز از نکات اصلی‌تان فراهم کنید. آن فهرست را به شکل جملات کامل بیان کنید تا مرور خوبی داشته باشید.

    نمونه: موضوع، مسئله و نکات اصلی

    ویتامین D شاید امروز داغ‌ترین موضوع در رژیم و تغذیه باشد. نشریات دانشگاهی، مجلات مُد و زندگی و برنامه‌های گفت‌وگوی تلویزیونی، از مطالب فراوانی درباره‌ی ویتامین D پرشده‌اند.

    هیچ‌کس در اهمیت این موضوع تردید ندارد؛ ویتامین به جذب کلسیم کمک می‌کند؛ سلامت استخوان را افزایش می‌دهد؛ در تقویت سیستم ایمنی و کاهش التهاب بدن مؤثر است. به همین دلیل، بنا بر برآوردِ پژوهش‌های اخیر، بین ۱۰ تا ۷۵ درصد از آمریکایی‌ها از کمبود ویتامین D رنج می‌برند که وحشتناک است.

    صبر کنید؛ ۱۰ تا ۷۵؟ این طیف عظیمی است!

    برای کشف وسعت مشکل، باید نگاهی دقیق‌تر به این ارقام بیندازیم؛ و این دقیقا کاری است که در این ارائه انجام خواهیم داد. من مروری با ترتیب زمانی و تحلیلی از روش‌های اندازه‌گیریِ سطح ویتامین D در جمعیت آمریکا را آماده کرده‌ام که با پژوهشی انجام‌شده در این دانشگاه آغاز می‌شود.

    تحلیل نمونه

    آغاز این سخنرانی موضوعی را بیان می‌کند (کمبود ویتامین D)؛ اهمیت آن را بیان می‌کند؛ ارتباطش را با مخاطب توضیح می‌دهد و سپس هدف ارائه را می‌گوید: «بررسی طیف گسترده‌ی پیش‌بینی‌های نرخ کمبود ویتامین D بر پایه‌ی مطالعات گوناگون»؛ و در نهایت نکات اصلی را به طور خلاصه فهرست می‌کند.

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 7 اسفند 1398 13:08
    ارسال دیدگاه
  • Ali Zp & Mohammad Zp چهارشنبه 7 اسفند 1398 11:55 نظرات ()

    شوگر ددی (Sugar daddy) و شوگر مامی (Sugar mummy) 
    به ترتیب مرد مسن و زن مسن پولدار هستند
     که با دختر یا پسر جوان‌تر از خود وارد رابطه می‌شوند. 
    طرف مقابل آنها شوگر بیبی نامیده میشود.


    در کشور های غربی سایت های زیادی برای پیدا کردن و آشنایی با شوگرددی ها و بیبی ددی های فعالیت می کنند و سالیانه میلیارد ها دلار درآمد دارند . دولت های غربی هم در مقابل این فساد اجتماعی حق السکوت ( مالیات ) دریافت میکنند. برخی از این سایت ها تعداد اعضایشان از چند میلیون نفر هم عبور کرده است و با تبلیغات گسترده در آینده رقیب فیسبوک و اینستاگرام خواهند شد.

     

    البته بخش زیادی از فعالین حال حاضر شبکه های اجتماعی معروف، مثل فیسبوک و اینستاگرام به همین نوع کار ها مشغول هستند.

     

    تاریخچه شوگر ددی به کی برمیگردد؟

    در دهه ۱۷۵۰ میلادی، geishas (رقاصه ژاپنی) به عنوان هنرمند مورد احترام اجتماع بودند، گرچه آن‌ ها برای سرگرم کردن مردان، معمولا بدون رابطه جنسی حقوق می‌گرفتند.

     

    در طول دو جنگ جهانی، سربازان به زنان پول دادند تا یک شب شام با آنها باشند و با آنها برقصند.

     

    اما بخش عمده‌ای از تحقیقات امروزی بر روابط معاملاتی و رابطه جنسی برای زنده ماندن در آفریقای جنوب صحرای آفریقا و قرارهای عشقی جبرانی در شرق و جنوب شرقی آسیا تمرکز کرده است.

     

    تحقیقات در این مورد هنوز به اندازه کافی انجام نشده است.

     

    برای پاسخ بهتر به سوال شوگر ددی یعنی چی بهتره بدانید در ایالات متحده، Scull با ۴۸ زن مصاحبه هایی درباره تجربیات خود و در مورد شوگر بیبی انجام داد.

     

    او انواع فعالیت هایی که زنان در آن مشغول بودند را بررسی کرد و اینکه آیا سکس در آن دخیل بوده و آیا زندگی آن‌ها با شوگر ددیها گره خورده‌ است یا نه.



    همیشه با شوگر ددی ها چه مقدار تماس فیزیکی دارید؟

    این به ددی و شوگر بیبی بستگی دارد و همچنین به میزان پول پرداختی.

     

    تصور می شود معمولا ددی ها میخواهند رابطه شان مساوی با پرداخت هزینه برای دوست دخترشان باشد.

     

    رابطه با شوگر ددی ها از گرفتن دست تا آغوش گرفتن و کامل شدن رابطه متغیر است.

     

    سقط جنین گسترده با رواج شوگرددی

    با گسترش پدیده شوگرددی در هر جامعه ای ، بخصوص جوامع غیر مذهبی موضوع سقط جنین هم گسترش پیدا میکند زیرا شوگرددی ها به هیچ عنوان حاضر به داشتن فرزند در روابط خود نیستند ، و هر اندازه لازم باشد هزینه می کنند تا فرزند خود را از بین ببرند.

     

    رازهای شوگر ددی یعنی چی و چیست؟

    بیشتر شوگر ددی ها می خواهند احساس کنند که شوگر بیبی جذب آنها شده است.

     

    بنابراین حتی اگر از نظر عاطفی یا جسمی به آنها جلب نشوند، باید به صورت ساختگی این توجه را ابراز کنند.

     

    خانم های جوان اذعان داشته اند که اکثر شوگر ددی ها اصلا درخواست محبت ساختگی ندارند

     

    مزیت ها و معایب ارتباط با شوگر ددی

    دختری که از لحاظ جذابیت جنسی کم و کسر ندارد اما با مشکل مالی روبروست، ممکن است بخواهد برای خودش یک شوگر ددی دست و پا کند. این کار مزایا و معایب خاص خودش را دارد که در ادامه به آنها اشاره می‌شود.

     

    مزیت‌ها: کسب درآمد هدف اصلی و مزیت این رابطه است. بسته به میزان تعهدات، یک مرد مسن پولدار که هدیه‌های گرانبها برای دختری جوان می‌خرد و او را به مسافرت‌های خارجی می‌برد، مزیت محسوب می‌شود و برای بعضی از دختران رؤیایی است. یکی دیگر از مزیت‌های ارتباط با شوگر ددی کسب تجربه و رشد و تکامل شخصیتی و عاطفی است. دختر جوان می‌تواند تجربه‌های زندگی شوگر ددی را از او بیاموزد و در رابطه‌های عاطفی بعدی موفق‌تر عمل کند. شوگر ددی چون از لحاظ سنی به‌اصطلاح سرد و گرم چشیده است، درک بالاتری از خواسته‌ها، تمایلات جنسی و رفتار دختر دارد.

     

    معایب: شوگر ددی به دنبال رابطه جنسی است و می‌خواهد آن را با پول بخرد در حالی‌که دختران جوان تمایلات عاطفی دارند. شوگر ددی از جوانی و بدن و انرژی شوگر بیبی لذت می‌برد، در مقابل نمی‌تواند او را از لحاظ عاطفی تأمین کند. بعید نیست که دختران از ارتباط با شوگر ددی خسته و ناامید شوند مگر آنکه بخش زیادی از احساسات خود را به‌خاطر پول کنار بگذارند. ارتباط با شوگر ددی اگر خارج از حیطه ازدواج باشد یا حتی ازدواجی که مرد حاضر به فرزندآوری نباشد، فرصت مادر شدن را از شوگر بیبی می‌گیرد و ممکن است حین رابطه با شوگر ددی، سال‌های ایده‌آل برای بچه‌دار شدن را از دست بدهد.


    شوگر ددی های معروف تاریخ!

    پیش از آنکه به مزایا و معایب این مفهوم بپردازیم، بد نیست با شوگر ددی های معروف تاریخ آشنا شوید!

     

    آلن تیک: بازیگر معروف سینما و تلویزیون آمریکا

    جان اف کندی: یکی از رئیس جمهورهای سابق آمریکا

    دونالد ترامپ: رئیس جمهور حال حاضر آمریکا

    کلینت ایستوود: هنرپیشه، کارگردان و تهیه‌کننده سرشناس آمریکایی

    چارلی شین: بازیگر معروف سینمای آمریکا

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 7 اسفند 1398 12:00
    ارسال دیدگاه
  • Ali Zp & Mohammad Zp چهارشنبه 7 اسفند 1398 11:44 نظرات ()

    تصور کنید که یک جسم سنگین روی سرتان وجود دارد که  هر چه فشار وارد میکنید نمی توانید آن را از خود دور کنید. افسرگی هم چنین حسی را به شما وارد میکند.

     

    همه چیز برایتان بی اهمیت است. هدفی در زندگی ندارید . امید و عقیده ای ندارید و زندگی کاملا بر عکس فیلمها می باشد.

     

    ممکن است هر کسی از بیرون شما را ببند فکر کند فقط آدم خسته ای هستید که سخت کار میکند و فقط باید کار خود را برای مدتی رها کنید و به استراحت و مسافرت بپردازید.

     

    ممکن است که وقتی با فردی روبرو می شوید لبخند بزنید و طوری وانمود کنید که همه چیز خوب است و مشکلی وجود ندارد و سعی میکنی همه چیز را از دیگران پنهان کنید و تنها باشید. شما هرگز نمی دانید که اشکالی در کار هست و شما فرد سالمی نیستید.

     

    افسردگی ظاهری فریبنده دارد و فکر میکنید هیچ مشکلی وجود ندارد و شما فقط کمی تنبل هستید.این افسردگی کمک رشد میکند و به جایی می رسد که دیگر هیچ راهی ندارید.

     

    گاهی اوقات میتوان با انجام کارهایی از پیشرفت افسردگی جلو گیری کرد. افسرگی را نمی توان به طور کامل از بین برد ولی میتوان با انجام یک سری از کارها تسکین پیدا کرد.

     

    در اینجا ما نشانه هایی از افسردگی را برای شما آورده ایم که میتوانید با دانستن اینها بفهمید که خود و یا اطرافیانتان افسردگی دارند یا نه.

     

    صداهایی که در ذهن وجود دارد  معنی پیدا میکنند

    همه افراد کمتر از خود انتقاد می کنند ولی فردی که افسرده هست در مورد خودش بسیار بدبین میشود مثلا می گوید من نمتوانم این کار را انجام دهم و یا من خوب نیستم .

     

    انجام کارهای روزمره کاهش پیدا می کند

    کارهای روزمره ای هستند که برای ما عادت شده اند و بدون اینکه در موردشان فکر کنیم آنها را انجام می دهیم ولی زمانیکه این کارها برایمان بی معنی شود و انجام دادن آنها سخت شود دچار بیماری افسردگی هستیم.

     

    در این هنگام ظرفها در ظرف شویی جمع می شوند تا جاییکه فرد مجبور می شود غذا از بیرون سفارش دهد تا نیازی به شستن ظرفها نباشد. گاهی اوقات حتی زحمت این کار را هم نمی کشد وفقط یک تکه پنیر می خورد. چه کسی دوست دارد که یک کوه ظرف در سینک خود داشته باشد .

     

    از مسواک زدن یا دوش گرفتن خودداری میکنید

    رعایت بهداشت به نظر ساده می آید ، ولی افرادی که افسرده هستند مراقبت کردن از خود و چیزهای دیگر را یک کار بیهوده می دانند حتی لباس تمیز هم نمی پوشند.

     

     

    هیچ کاری را هر چند کوچک و ساده قادر نیستید انجام دهید

    فرد افسرده ممکن است حتی داروهای ضد افسردگی را از طریق پست تحویل بگیرد . حتی رساندن خود به ماشین برای تهیه دارو یک کار بسیار سختی باشد. حوصله رفتن به فروشگاه و یا صحبت کردن با دیگران را نداشته باشد هرچند که میداند به این چیزها نیاز دارد.

     

    احساس گناه میکنید

    ممکن است دیدن این جمله خنده تان بگیرد. یکی از راههایی که می توان گفت فردی دچار بیماری افسردگی است اگر حیوان خانگی داشته باشد نمی تواند به آنها رسیدگی کند و به این علت هر روز احساس گناه میکند و این یک نشانه خوبی است.

     

    شما واقعاً واقعاً واقعاً خسته هستید ، اما نمی توانید یک شب خوب بخوابید

    بسیاری از افراد افسردگی را با عدم توانایی بیرون آمدن از رختخواب مرتبط می دانند. اما این بدان معنا نیست که کل زمان در خواب هستند، یا وقتی خواب می بینند ، احساس استراحت می کنند.  وقتی بخواهند بخوابند ، نمی توانند بخوابند ، وقتی می خواهند  بیدار بمانند نمی توانند بیدار بمانند .

     

    از جواب دادن به نامه ها و یا پیام ها خودداری می کنید

    روابط افراد افسرده با دیگران کم و در نهایت متوقف می شود .

     

    شما بسیار حساس هستید و هر چیز کوچکی شما را اذیت می کند

    افراد افسرده بسیار حساس می شوند حتی صدای غذا خوردن و یا راه رفتن و نفس کشیدن افراد اذیت می شوند.

     

    تمرکز برای شما واقعاً دشوار است

    فردی که افسرده است نمی تواند کتاب بخواند و حتی فیلمها را نمیتواند کامل ببیند . حوصله دیدن چیزهای جالب را ندارم.

     

    الکل بیشتری می نوشید

    فردی که افسرده باشد و الکل هم می نوشد به مرور زمان الکل بیشتری استفاده می کند و با این کار افسردگی طولانی تری خواهد داشت و دیرتر به سمت سلامتی خواهد رفت.

     


    در بسیاری از فیلمها افسردگی نشانه های بزرگی دارد که همراه با اشک، اندوه و تاریکی است. ولی در زندگی واقعی این گونه نیست ممکن است افسردگی نشانه های کوچکی داشته باشد که به راحتی قابل مشاهده می باشد!

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 7 اسفند 1398 11:54
    ارسال دیدگاه
  • Ali Zp & Mohammad Zp چهارشنبه 7 اسفند 1398 11:34 نظرات ()

    به این ده سوال پاسخ دهید تا دریابید که چه اندازه با احساسات و عواطف خود در ارتباط هستید سپس امتیاز های خود را جمع کرده و نتیجه حاصل را مشاهده نمایید!

     

    1)هنگامی که غمگین و ناراحت هستید, آیا می توانید علت نناراحتی خود را پیدا کنید؟

    همیشه (4 امتیاز)

    بیشتر اوقات (3 امتیاز)

    برخی مواقع (2 امتیاز)

    به ندرت ( 1 امتیاز)

     

    2) هر چند وقت یک بار شما چیزهایی را خریداری می کنید, ولی واقعا نمی توانید از پس هزینه های آن ها برآیید؟

    همیشه(1امتیاز)

    بیشتر اوقات(2 امتیاز)

    به ندرت (3 امتیاز)

    هرگز ( 4 امتیاز)

     

    3) آیا شده که حرفی بزنید و بعد از گفتن آن پشیمان شده باشید؟

    اغلب (1 امتیاز)

    گاهی (2 امتیاز)

    خیلی کم (4 امتیاز)

    هیچ وقت ( 3 امتیاز)

     

    4) وقتی کسی شما را عصبانی کند, در این صورت شما:

    با عصبانیت در مقابل او می ایستید (2 امتیاز)

    به هیچ کس هیچ حرفی نمی زنید (1 امتیاز)

    همه جا از آن شخص گله و شکایت می کنید(3 امتیاز)

    به صورت آرام مساله را مطرح نمایید ( 4 امتیاز)

     

    5) معمولا چند مدت طول می کش که به خواب بروید؟

    معمولا تا به رختخواب می روید می خوابید (3 امتیاز)

    20 دقیقه طول می کشد که بخوابی (4 امتیاز)

    خواب راختی ندارید و سرجایتان می غلتید(1 امتیاز)

    یک ساعت یا بیشتر( 2 امتیاز)

     

    6) معمولا در چه شرایطی به خود این اجازه را می دهید که گریه کنید؟

    وقتی ناراحتم و فقط دوستان نزدیک یا خانواده ام حضور دارند (3 امتیاز)

    هر زمان که احساس کنم نیاز به گریه دارم (4 امتیاز)

    هر کاری می کنم تا گریه نکنم (1امتیاز)

    وقتی که تنها هستم ( 2 امتیاز)

     

    7) آیا احساس می کنید که دوستان خوبی دارید؟

    جمع صمیمی از دوستان و اعضای خانواده دارم (4 امتیاز)

    افراد کمی در زندگی ام هستند (3 امتیاز)

    به سختی می توانم با دیگران ارتباط بر قرار کنم (2 امتیاز)

    تنها متکی به خودم هستم و نیاز به کسی ندارم ( 1 امتیاز)

     

    8) تا چه حد به توانایی ها و استعدادهایتان اطمینان دارید؟

    خیلی زیاد (4 امتیاز)

    زیاد (3 امتیاز)

    کم (2 امتیاز)

    اصلا ( 1 امتیاز)

     

    9) چه چیزی باعث شادی و رضایت بیشتر در شما می شود یا به عبارتی باعث ایجاد انگیزه بیشتر در کارهایتان است؟

    تحسین و تشویق دیگران (3 امتیاز)

    حس درونی خود (4 امتیاز)

    ترس از شکست (2 امتیاز)

    زنده ماندن و حفظ حیات( 1 امتیاز)

     

    10) از نظر من شادی و خوشبختی هر کس عمدتا بر پایه:

    راه و روشی است که هرشخص در زندگی پیش می گیرد (4 امتیاز)

    اقتصاد جامعه (3 امتیاز)

    اصولی است که هر کسی از هما کودکی با آن تربیت شده (2 امتیاز)

    شانس و اقبال فرد است ( 1 امتیاز)

     

    حالا امتیاز ها را با هم جمع کرده و نتیجه رو ببینید:

     

    امتیاز بین 32 تا 40

    در این صورت باید به شما تبریک گفت. چرا که شما از لحاظ روحی و عاطفی در سلامت کامل هستید و باید به وجود خودتان افتخار کنید. شما توانسته اید با احساسات خود ارتباط خوبی بر قرار کنید.

     

    امتیاز بین 24 تا 32

    لازم است تا شما در شیوه زندگی خود کمی تجدید نظر کنید, شرایط روحی شما به طرز نابسامانی در حالت نوسان است و اگر به همین منوال پیش بروید از لحاظ سلامت روحی دچار مشکل خواهید شد. شاید یافتن یک شغل جدید و یا حتی مشاوره کار مفید باشد. به هر حال شما گاهی به خودتان اطمینان کامل دارید و برخی مواقع قادر هستید تا با احساسات خود به خوبی کنار بیایید.

     

    امتیاز کمتر از 24

    به شما توصیه می شود که به طور جدی تری به فکر سلامت روحی خود باشید و از کمک های حرفه ای در این راه استفاده نمایید. ممکن است که مشکلی در زندگی خود داشته باشید و نیاز باشد تا برای دستیابی به آرامش و سلامت فکری خود آن مشکل را به نحوی تجزیه و تحلیل نمایید و راه حل مناسبی را برای آن بیابید.

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 7 اسفند 1398 11:54
    ارسال دیدگاه
  • Ali Zp & Mohammad Zp دوشنبه 5 اسفند 1398 11:41 نظرات ()

    چرا انگیزه ندارم؟

    چرا انگیزه ندارم عبارتی است که اغلب مردم به دنبال آن هستند. پیدا کردن اینکه چه چیزی به ما انگیزه می‌دهد و چرا در شرایطی که نیاز به انگیزه داریم نمی‌توانیم با حوصله و انگیزه کار خود را انجام دهیم همیشه برای ما دغدغه بزرگی است.

    در این مقاله علت بی انگیزگی را بررسی می‌کنیم. در انتها شما می‌توانید با استفاده از نکات گفته شده سیستمی برای خود پیاده سازی کنید که در آن خواسته‌ها و اهداف خود را با انگیزه بیشتری دنبال کنید. پس از خواندن این مقاله باید بتوانید سیستم انگیزه مخصوص به خود را طراحی کنید.

    انگیزه چیست؟

    انگیزه نیرویی است که ما را به سمت اهداف و خواسته‌هایمان سوق می‌دهد. ممکن است شما هم ماننده بسیاری از افراد دیگر برای خود هدف‌هایی در نظر گرفته‌اید:

    • درس خواندن با تمرکز بالا

    • شرکت در آزمون دکتری

    • دریافت نمرات خوب در امتحانات دانشگاه

    • صبح زود بیدار شدن

    • برگزاری نمایشگاه تخصصی خود

    • وقت گذراندن با اعضای خانواده

    • کسب درآمد کافی

    • یادگیری یک مهارت مورد نیاز

    و مثال‌های بیشماری که در مورد اهداف و خواسته‌های هر فردی می‌توان گفت.

    برای اینکه بتوانیم این اهداف را دنبال کنیم باید یک نیرویی درون ما وجود داشته باشد که به ما کمک کند. باید این خواسته آنقدر برای ما مهم باشند که برای رسیدن به آنها تلاش کنیم.

    بسیاری اوقات این نیرو به ما کمک می‌کند تا به انتهای مسیر برسیم در حالیکه گاهی آنچنان درگیر روزمرگی میشویم که این نیرو محو میشود و ما در طی مسیر دچار بی انگیزگی و یا بی حوصلگی میشویم. اینجاست که از خود می پرسیم چرا انگیزه ندارم ؟

    مطمئن هستم که انگیزه را به خوبی میشناسید و حتی خیلی بهتر از من می‌توانید آن را تعریف کنید بنابراین بیشتر در این مورد صحبت نمی‌کنم و از شما درخواست دارم همین حالا یک خودکار و یک کاغذ بردارید و تعریف خود از انگیزه را بنویسید.

    همین حالا یک خودکار و یک کاغذ بردارید و تعریف خود از انگیزه را بنویسید.

    انواع انگیزه

    انگیزه به دو دسته تقسیم می‌شود. انگیزه درونی و یا انگیزه بیرونی.

    انگیزه بیرونی عواملی بیرونی هستند که شما را تشویق می‌کنند تا مسیر خود را ادامه دهید. برای مثال دریافت پاداش، یک نمره خوب، تشویق شدن از طرف دیگران و هر عامل بیرونی که به شما برای حرکت سوخت می‌رساند.

    انگیزه درونی از درون ما نشئت می‌گیرد و به ما کمک می‌کند تا آرزوها، رویا ها و خواسته های خود را پیگیری کنیم. میل به پیشرفت، استقلال و رسیدن به آرزوهای شخصی همه و همه از دورن ما سرچشمه می‌گیرند و نیروی کافی برای ادامه مسیر را برای ما فراهم می‌سازد.

    سوختی که از طریق انگیزه درونی برای ما ایجاد می‌شود پایدارتر و ارزشمندتر است و نیروی بیشتری برای ادامه مسیر برای ما فراهم می‌کند.

    با این حال انگیزه نوسان دارد و گاهی انگیزه ما در بالاترین حد خود است و گاهی این انگیزه افت پیدا می‌کند. اما مسئله اصلی زمانی است که این انگیزه به کلی کمرنگ می‌شود.

    چرا انگیزه مهم است؟

    گاهی اوقات وقتی که احساس می‌کنیم هدف خود را پیدا کرده‌ایم این انگیزه گم می‌شود و آنچه که باید ما را به جلو هل دهد وجود ندارد.

    بنابراین مدام بی‌حوصله و ناامید می‌شویم. مطمئن نیستیم که آیا می‌توانیم به هدف خود برسیم و یا نه. واقعیت این است که سوخت لازم برای رسیدن به خواسته‌تان به اتمام رسیده‌است و شما وسط راه گیر افتاده‌اید.

    در بسیاری از اوقات این سوخت آنقدر کم بوده که قبل از از شروع مسیر به اتمام رسیده است. شما در تلاش هستید که در جهت خواسته خود قدم بردارید اما سوخت لازم که همان انگیزه است وجود ندارد.

    بنابراین به محض کم‌رنگ شدن انگیزه احتمال رسیدن به خواسته و یا هدفمان نیز کم می‌شود. از این رو دچار ناراحتی و نگرانی می‌شویم و مدام انگیزه خود را سرزنش می‌کنیم. باور داریم که اگر انگیزه ما به درستی کار می‌کرد می‌توانستیم به خواسته خود برسیم اما به دلیل کم‌کاری او الان وسط راه گیر افتاده ایم.

    به اعتقاد من اگرچه انگیزه خیلی مهم است و سوخت لازم برای طی مسیر را برای ما فراهم می‌کند ولی مشکل اصلی گم شدن انگیزه نیست. مشکل اصلی پیدا نکردن انگیزه واقعی است. وقتی انگیزه خود را به‌درستی نمی‌دانید پس این کاملاً طبیعی است که در بین مسیر آن را از دست دهید.

    پیدا کردن انگیزه اصلی و اینکه چرا انگیزه ندارم ؟

    شاید شنیدن این جمله برایتان عجیب باشد اما انگیزه یک کپسول خوراکی نیست. توقع نداشته باشید که یک کپسول بخورید و سپس با انگیزه زیادی درس خواندن، کار و یا روز خود را شروع کنید. همانطور که تا اینجا می‌دانید یکی از دلایلی بی انگیزگی، نبود انگیزه اصلی است.

    بگذارید برایتان مثالی بزنم. شما می‌خواهید درس بخوانید. چند روز اول درس خواندن را با انگیزه بالایی شروع کرده‌اید اما الان در نیمه راه سوخت شما به اتمام رسیده است. بیایید انگیزه شما را بررسی کنیم:

    بررسی موردی

    – درس خواندن از علایق من است. من می‌خواهم درس بخوانم تا فرد موفق‌تری باشم. من به شدت به درس خواندن علاقه دارم و آن را برای پیشرفت کار و زندگی ام حیاتی می‌دانم.

    انگیزه‌ای که پشت عبارت بالا است انگیزه پیشرفت است. یعنی نیرویی که من را به سمت هدفم (در س خواندن) پیش می‌برد میل درونی من به پیشرفت است. من می‌خواهم پیشرفت کنم و خواسته من واقعی است. اما این انگیزه (تمایل به پیشرفت) سوخت لازم را به من نمی‌رساند.

    در اینجا این موضوع مطرح می‌شود که آیا شما انگیزه اصلی خود را پیدا کرده‌اید؟

    در بسیاری از جلسات کوچینگ وقتی بر روی این موضوع با مراجعینم کار می‌کنم پس از چند جلسه مشخص می‌شود که انگیزه اصلی آنها تمایل به پیشرفت نبوده‌است. آنها به دنبال رضایتمندی بیشتر در زندگی خود بوده‌اند. از این رو تصمیم گرفته‌اند که برای رسیدن به این رضایت درس بخوانند. اما پس از شروع درس خواندن در ذهن ناخودآگاه خود دچار چالش می‌شوند. آیا به‌راستی درس خواندن برای من رضایتمندی به همراه خواهد داشت؟ و از آنجا که آنها برای رسیدن به رضایتمندی قصد درس خواندن داشته‌اند به تناقض می‌رسند و سوخت آنها که رضایتمندی حاصل از درس خواندن بوده است تمام می‌شود.

    بنابراین راه حل کلیدی پیدا کردن انگیزه این است که از خود بپرسید چرا می‌خواهم کار x را انجام دهم؟

    • چون می‌خواهم پیشرفت کنم.

    چرا می‌خواهی پیشرفت کنی؟

    • احساس بهتری خواهم داشت.

    این حس بهتر چه چیزی برای تو به ارمغان می‌آورد؟

    • رضایتمندی از زندگی‌ام

    اگر به این رضایت مندی که می‌گویی برسی زندگی‌ات چه تغییری خواهد کرد؟

    • اعتماد به نفس بالاتری خواهم داشت. خودم را بیشتر دوست دارم و پس از آن به کارهای مورد علاقه خود میرسم.

    فکر می‌کنی درس خواندن آن راهی است که به تو کمک می‌کند اعتماد به نفس بالاتری داشته باشی؟

    • شاید بله و شاید نه

    اگر جواب شما بله باشد پس مطمئناً انگیزه و سوخت مورد نیاز خود را پیدا کرده‌اید و اگر جواب شما نه باشد احتمالاً هدف خود را به درستی انتخاب نکرده‌اید.

    برخی روش‌های یافتن انگیزه گم شده

    همان‌طور که دیدید وقتی به دنبال جواب سوال چرا انگیزه ندارم هستید ممکن است که

    • انگیزه واقعی خود را پیدا نکرده باشید

    • هدف خود را به درستی انتخاب نکرده باشید

    مثال‌ها و دلایل بیشماری وجود دارند که ممکن است شما انگیزه خود را به درستی پیدا نکرده باشید که همه‌ آنها در این مقاله نمی گنجد. در بسیاری از اوقات پیدا کردن انگیزه اصلی شما نیز به آسانی مثال بالا نیست. گاهی لازم است چندین ساعت در این مورد گفت‌و گو شود تا بتوانید خواسته و انگیزه اصلی خود را پیدا کنید. با این حال می‌توانم به شما بگویم که اگر می‌خواهید یک سیستم موثر برای انگیزه خود طراحی کنید در ابتدا با خود صادق باشید.

    همین الان برای خود مشخص کنید که هدف و انگیزه شما از کاری که می‌خواهید انجام دهید چیست؟ پس از آن با پرسیدن سوالاتی همانند آنچه برایتان گفتم به لایه‌های عمیق‌تر ذهن ناخودآگاه خود بروید. در ذهن خود کنکاش کنید که آیا رسیدن به هدف x تنها به دلیل رسیدن به y هست؟ و یا در لایه‌های زیرین ذهن شما موضوع دیگری نهفته است. ممکن است شما در تلاش برای رسیدن به x هستید تا بتوانید به z برسید و با پیدا کردن این موضوع متوجه شوید که برای رسیدن به z راههای دیگری به جز x هست و برای همین است که انگیزه لازم برای طی کردن مسیر را ندارید.

    نقش کوچینگ در افزایش انگیزه

    کوچینگ با هدف کمک به مراجع برای پیدا کردن انگیزه و هدف و همچنین افزایش عملکرد نقش فوق‌العاده موثری را ایفا می‌کند.

    اگر شخص آمادگی تغییر را داشته باشد می‌تواند با کمک کوچ و با استفاده از خدمات کوچینگ زندگی ایده آل خود را بسازد.

    دوره کوچینگ یک دوره حداقل ۶ جلسه‌ای است که در آن دوره با کوچ خود بر روی خواسته‌تان کار خواهید کرد. هر هفته یک جلسه خواهید داشت که این جلسات به‌صورت تلفنی و یا اینترنتی برگزار خواهد شد. برای کسب اطلاعات بیشتر بر لینک زیر کلیک کنید.

    آخرین ویرایش: دوشنبه 5 اسفند 1398 21:03
    ارسال دیدگاه
  • Ali Zp & Mohammad Zp سه شنبه 30 مرداد 1397 11:10 نظرات ()
    بال فرشتگان را از جنس اشک های من ساخته اند وقتی به شوق دیدن پدر هر روز‌ از لابه لای درِ خانه در قهقه ی دخترانه ام گونه هایم شکوفه ی لبخند می شد.

     

    حالا چشم هایم همیشه شبنم صبح گاهی است که دست آفتاب را می گیرد تا در خیابان های شهر ردپای بابا را نشان اش بدهد .

    بال فرشتگان‌را از جنس اشک های من ساخته اند وقتی روبروی آینه دست مادر را لای به لای گیسوانم دنبال می کردم و عطر ریحانِ سفره مان با هر بوسه ، برکتِ پیشانی ام می شد

     

    حالا من امیدوارتر از همیشه رو به آسمان می نگرم 
    حالا من جهان را تپنده تر از قلبم عاشقم
    و خدا هر شب حوالی پنجره ام برای جویندگانِ محبت هزاران ستاره روشن می کند .

     

     

    " بارما شریبی "


    ..........................................................................................

    ..........................................................................................


    شب که می شود ،
    به جای خواب،
    تو به بند بند وجودم می آیی
    و من می خندم،
    بغض می کنم،
    بالشم که خیس شد
    عقربه ساعت که به
    صبح نزدیک شد،
     نه! تو هنوز هم
    خیال رفتن نداری!
    و این قصه هر شب ادامه دارد ...

    "برمودا "


    ......................................................................

    .....................................................................


    موج می زند 
    بر کلافگی خیابان
    حضور خسته ی آفتاب

    شهر پر از ماهی هایی ست

    که تا ارتفاع هزار پا از سطح دریا
    در آکواریوم آرزوهای شان
    برج می سازند
    یک نفر در خیابان فریاد می زند : 
    باید در ابرها شنا کرد

    "بارما شریبی " 

     

    از کتاب : خیابان تشنه ی زمین خوردن است


    .............................................................................

    .............................................................................


    به حرمت نان و نمکى که با هم خوردیم
    نان را تو ببر
    که راهت بلند است 
    و طاقتت کوتاه !
    نمک را بگذار برای من !
    میخواهم
    این زخم
    تا همیشه تازه بماند !

    "شمس لنگرودی"


    ...............................................................................

    ...............................................................................

    آخرین ویرایش: سه شنبه 30 مرداد 1397 11:19
    ارسال دیدگاه
  • Ali Zp & Mohammad Zp دوشنبه 29 مرداد 1397 20:08 نظرات ()

    راههای کوچک کردن ران و باسن با ورزش و رژیم لاغری

    کوچک کردن ران و باسن چطور و چگونه؟  سوزاندن چربی و کوچک کردن سایز باسن را می توان به راحتی با استفاده از ورزش های موثر و رژیم غذایی مناسب انجام داد. برنامه ریزی درست و استفاده از یک سری قوانین صحیح در ورزش های کاهش وزن شما را در مسیر رسیدن به هدفی با نام تناسب اندام کمک خواهد کرد.کوچک کردن ران

    کوچک کردن ران

    دو بخش اصلی برای آب کردن باسن وجود دارد که یکی حرکات ورزشی لاغر کننده و دیگری رژیم غذایی چربی سوز است که در این بخش به انها اشاره خواهیم کرد.

    برای کوچک کردن ران و باسن چه حرکات ورزشی انجام دهیم:

     حرکات استقامتی:

    یکی از راههای سوزاندن چربی در بدن به خصوص چربی های سخت و مقاوم انجام حرکات استقامتی است. استفاده از وزنه در تمرینات یکی از بهترین گزینه ها در حرکات ورزشی برای کاهش وزن در قسمت باسن است.

    کاردیو چربی های باسن را می سوزاند:

    ترکیب کاردیو ورزشهای استقامتی به جرات یکی از بهترین گزینه های کاهش وزن و چربی سوزی است . همانطور که می دانید کاردیو یکی از بهترین حرکات ورزشی برای تنظیم گردش و جریان خون و سوزاندن چربی است پس برای کاهش وزن سریع کاردیو یک پیشنهاد عالی به شمار می رود. یک فرد بالغ برای رسیدن به سلامت جسمی می تواند در طول روز 152 دقیقه کاردیو انجام دهد. حرکت فوق العاده کاردیو می تواند در مدت 1 ساعت 800 کالری را در بدن شما سوزانده و موجب لاغری سریع بدن گردد.

     

    تمرینات و حرکات ورزشی ساده برای لاغری و کوچک کردن ران پا و باسن:

    1- پاها را کمی بیشتر از عرض شانه باز کنید. دستها را روی کمر گذاشته و به روی زانوها نشسته و دوباره به حالت قبلی بازگردید.

     ورزش کوچک کردن باسن

    بهترین و ساده ترین ورزش کوچک کردن باسن و ران پاها

     

    2- به پهلو روی زمین دراز بکشید. دست زیرین را ستون قرار داده و از زمین فاصله بگیرید. پای دیگر را به سمت بالا و به سمت بدن کشیده و دوباره به روی پای زیرین بازگردانید.

     3- روی زمین به کمر بخوابید. دستها را کشیده کنار بدن قرار دهید. پاها را به صورت جفت شده و بدون خم شدن به سمت بالا بیاورید. به حالتی که به شکم ضربه وارد شود.

      

    برای آب کردن و کوچک کردن باسن ورزش های لاغری را ترکیب کنید:

    دویدن روی تردمیل ورزشی عالی برای آب کردن چربی به خصوص در ناحیه باسن ، شکم و پهلو است.دویدن روی تردمیل برای تکمیل اثر چربی سوزی قوی کاردیو که در بخش قبل گفته شد بسیار مهم و موثر است.

     کوچک کردن ران و باسن

    ورزش های مناسب برای کوچک کردن سریع ران و باسن

    ورزش ساده برای کوچک کردن ران وباسن را انجام دهید:

    یکی از بهترین ورزش ها برای کوچک کردن ران و باسن ورزش دو و ترامبولینگ است.

     تغذیه و رژیم لاغری مناسب برای کوچک کردن ران وباسن:

    مراقب تغذیه خود باشید. حواستان جمع کالری هایی که وارد بدن می کنید باشد چرا که جذب کالری و چربی بسیار کار راحتی است در حالی که سوزاندن کالری و آب کردن چربی بسیار مشکل و طاقت فرساست. در اینجا چند خوردنی و ماده غذایی خوشمزه چربی سوز و لاغر کننده را به شما معرفی خواهیم کرد.

     برای کوچک کردن ران و باسن چی بخوریم؟

    1- سیب:سیب نه تنها بیماری بلکه اضافه وزن را نیز از شما دور می کند. سیب یکی از بهترین میوه ها و خوردنی های طبیعی برای افزایش متابولیسم بدن و به طبع آن توانایی در سوخت و ساز بهتر است.

     2- تخم مرغ: مصرف تخم مرغ برای کاهش وزن توصیه می شود. تخم مرغ را به صورت املت یا آب پز می توان استفاده کرد تا مدت طولانی تری احساس سیری ایجاد شود. یادتان نرود که در خوردن ان زیاده روی نکنید چرا که موجب چاقی می شود .

     3- جو دوسر: در این خوردنی رژیمی و چربی سوز قدرت خاصی وجود دارد. یکی از بهترین خوراکی ها برای کاهش وزن تمام بدن است. فیبر بالایی که این ماده غذایی لاغر کننده دارد بدن را برای سوزاندن چربی های اضافی تقویت می کند.

     کوچک کردن ران و باسن

    تغذیه و رژیم لاغری برای کوچک کردن طبیعی ران و باسن

     4- عدس: خوردن عدس یکی از گزینه های غذایی برای داشتن شکمی صاف است. خوردن عدس با تنظیم میزان انسولین بدن از انباشته شدن قند و چربی و چاقی ناحیه اطراف شکم و کمر جلوگیری می کند.

     5- برای کوچک شدن ران ، شکم و باسن زالزالک بخورید:

    راهی برای لاغری و سوزاندن چربی می خواهید؟ زالزالک بخورید. بله این یک حقیقت است که خوردن زالزالک بخشی از مواد معدنی مورد نیاز بدن را تامین می کند. زالزالک با محدود کردن اشتها موجب لاغری و سوختن چربی ها می شود.

     6- برای لاغری و کوچک کردن ران و باسن گندم سیاه را امتحان کنید:

    فیبر بالای موجود در گندم سیاه اصلی ترین دلیل برای استفاده از آن دربرنامه غذایی کاهش وزن است. گندم سیاه بهترین جایگزین برای پاستا و ماکارونی در زمان کاهش وزن است.

     7- قره قاط:

    از آنتی اکسیدان فراوان وجود در قره قاط یا همان توت آبی نمی توان به راحتی گذشت. برای کاهش وزن و سوزاندن چربی به خصوص برای کوچک شدن باسن از این میوه خوشمزه جنگلی استفاده کنید.


    آخرین ویرایش: دوشنبه 29 مرداد 1397 20:07
    ارسال دیدگاه
  • Ali Zp & Mohammad Zp پنجشنبه 13 اردیبهشت 1397 17:15 نظرات ()

    چرا انگیزه ندارم؟

    چرا انگیزه ندارم عبارتی است که اغلب مردم به دنبال آن هستند. پیدا کردن اینکه چه چیزی به ما انگیزه می‌دهد و چرا در شرایطی که نیاز به انگیزه داریم نمی‌توانیم با حوصله و انگیزه کار خود را انجام دهیم همیشه برای ما دغدغه بزرگی است.

    در این مقاله علت بی انگیزگی را بررسی می‌کنیم. در انتها شما می‌توانید با استفاده از نکات گفته شده سیستمی برای خود پیاده سازی کنید که در آن خواسته‌ها و اهداف خود را با انگیزه بیشتری دنبال کنید. پس از خواندن این مقاله باید بتوانید سیستم انگیزه مخصوص به خود را طراحی کنید.

    انگیزه چیست؟

    انگیزه نیرویی است که ما را به سمت اهداف و خواسته‌هایمان سوق می‌دهد. ممکن است شما هم ماننده بسیاری از افراد دیگر برای خود هدف‌هایی در نظر گرفته‌اید:

    • درس خواندن با تمرکز بالا

    • شرکت در آزمون دکتری

    • دریافت نمرات خوب در امتحانات دانشگاه

    • صبح زود بیدار شدن

    • برگزاری نمایشگاه تخصصی خود

    • وقت گذراندن با اعضای خانواده

    • کسب درآمد کافی

    • یادگیری یک مهارت مورد نیاز

    و مثال‌های بیشماری که در مورد اهداف و خواسته‌های هر فردی می‌توان گفت.

    برای اینکه بتوانیم این اهداف را دنبال کنیم باید یک نیرویی درون ما وجود داشته باشد که به ما کمک کند. باید این خواسته آنقدر برای ما مهم باشند که برای رسیدن به آنها تلاش کنیم.

    بسیاری اوقات این نیرو به ما کمک می‌کند تا به انتهای مسیر برسیم در حالیکه گاهی آنچنان درگیر روزمرگی میشویم که این نیرو محو میشود و ما در طی مسیر دچار بی انگیزگی و یا بی حوصلگی میشویم. اینجاست که از خود می پرسیم چرا انگیزه ندارم ؟

    مطمئن هستم که انگیزه را به خوبی میشناسید و حتی خیلی بهتر از من می‌توانید آن را تعریف کنید بنابراین بیشتر در این مورد صحبت نمی‌کنم و از شما درخواست دارم همین حالا یک خودکار و یک کاغذ بردارید و تعریف خود از انگیزه را بنویسید.

    همین حالا یک خودکار و یک کاغذ بردارید و تعریف خود از انگیزه را بنویسید.

    انواع انگیزه

    انگیزه به دو دسته تقسیم می‌شود. انگیزه درونی و یا انگیزه بیرونی.

    انگیزه بیرونی عواملی بیرونی هستند که شما را تشویق می‌کنند تا مسیر خود را ادامه دهید. برای مثال دریافت پاداش، یک نمره خوب، تشویق شدن از طرف دیگران و هر عامل بیرونی که به شما برای حرکت سوخت می‌رساند.

    انگیزه درونی از درون ما نشئت می‌گیرد و به ما کمک می‌کند تا آرزوها، رویا ها و خواسته های خود را پیگیری کنیم. میل به پیشرفت، استقلال و رسیدن به آرزوهای شخصی همه و همه از دورن ما سرچشمه می‌گیرند و نیروی کافی برای ادامه مسیر را برای ما فراهم می‌سازد.

    سوختی که از طریق انگیزه درونی برای ما ایجاد می‌شود پایدارتر و ارزشمندتر است و نیروی بیشتری برای ادامه مسیر برای ما فراهم می‌کند.

    با این حال انگیزه نوسان دارد و گاهی انگیزه ما در بالاترین حد خود است و گاهی این انگیزه افت پیدا می‌کند. اما مسئله اصلی زمانی است که این انگیزه به کلی کمرنگ می‌شود.

    چرا انگیزه مهم است؟

    گاهی اوقات وقتی که احساس می‌کنیم هدف خود را پیدا کرده‌ایم این انگیزه گم می‌شود و آنچه که باید ما را به جلو هل دهد وجود ندارد.

    بنابراین مدام بی‌حوصله و ناامید می‌شویم. مطمئن نیستیم که آیا می‌توانیم به هدف خود برسیم و یا نه. واقعیت این است که سوخت لازم برای رسیدن به خواسته‌تان به اتمام رسیده‌است و شما وسط راه گیر افتاده‌اید.

    در بسیاری از اوقات این سوخت آنقدر کم بوده که قبل از از شروع مسیر به اتمام رسیده است. شما در تلاش هستید که در جهت خواسته خود قدم بردارید اما سوخت لازم که همان انگیزه است وجود ندارد.

    بنابراین به محض کم‌رنگ شدن انگیزه احتمال رسیدن به خواسته و یا هدفمان نیز کم می‌شود. از این رو دچار ناراحتی و نگرانی می‌شویم و مدام انگیزه خود را سرزنش می‌کنیم. باور داریم که اگر انگیزه ما به درستی کار می‌کرد می‌توانستیم به خواسته خود برسیم اما به دلیل کم‌کاری او الان وسط راه گیر افتاده ایم.

    به اعتقاد من اگرچه انگیزه خیلی مهم است و سوخت لازم برای طی مسیر را برای ما فراهم می‌کند ولی مشکل اصلی گم شدن انگیزه نیست. مشکل اصلی پیدا نکردن انگیزه واقعی است. وقتی انگیزه خود را به‌درستی نمی‌دانید پس این کاملاً طبیعی است که در بین مسیر آن را از دست دهید.

    پیدا کردن انگیزه اصلی و اینکه چرا انگیزه ندارم ؟

    شاید شنیدن این جمله برایتان عجیب باشد اما انگیزه یک کپسول خوراکی نیست. توقع نداشته باشید که یک کپسول بخورید و سپس با انگیزه زیادی درس خواندن، کار و یا روز خود را شروع کنید. همانطور که تا اینجا می‌دانید یکی از دلایلی بی انگیزگی، نبود انگیزه اصلی است.


    بگذارید برایتان مثالی بزنم. شما می‌خواهید درس بخوانید. چند روز اول درس خواندن را با انگیزه بالایی شروع کرده‌اید اما الان در نیمه راه سوخت شما به اتمام رسیده است. بیایید انگیزه شما را بررسی کنیم:

    بررسی موردی

    – درس خواندن از علایق من است. من می‌خواهم درس بخوانم تا فرد موفق‌تری باشم. من به شدت به درس خواندن علاقه دارم و آن را برای پیشرفت کار و زندگی ام حیاتی می‌دانم.

    انگیزه‌ای که پشت عبارت بالا است انگیزه پیشرفت است. یعنی نیرویی که من را به سمت هدفم (در س خواندن) پیش می‌برد میل درونی من به پیشرفت است. من می‌خواهم پیشرفت کنم و خواسته من واقعی است. اما این انگیزه (تمایل به پیشرفت) سوخت لازم را به من نمی‌رساند.

    در اینجا این موضوع مطرح می‌شود که آیا شما انگیزه اصلی خود را پیدا کرده‌اید؟

    در بسیاری از جلسات کوچینگ وقتی بر روی این موضوع با مراجعینم کار می‌کنم پس از چند جلسه مشخص می‌شود که انگیزه اصلی آنها تمایل به پیشرفت نبوده‌است. آنها به دنبال رضایتمندی بیشتر در زندگی خود بوده‌اند. از این رو تصمیم گرفته‌اند که برای رسیدن به این رضایت درس بخوانند. اما پس از شروع درس خواندن در ذهن ناخودآگاه خود دچار چالش می‌شوند. آیا به‌راستی درس خواندن برای من رضایتمندی به همراه خواهد داشت؟ و از آنجا که آنها برای رسیدن به رضایتمندی قصد درس خواندن داشته‌اند به تناقض می‌رسند و سوخت آنها که رضایتمندی حاصل از درس خواندن بوده است تمام می‌شود.

    بنابراین راه حل کلیدی پیدا کردن انگیزه این است که از خود بپرسید چرا می‌خواهم کار x را انجام دهم؟

    • چون می‌خواهم پیشرفت کنم.

    چرا می‌خواهی پیشرفت کنی؟

    • احساس بهتری خواهم داشت.

    این حس بهتر چه چیزی برای تو به ارمغان می‌آورد؟

    • رضایتمندی از زندگی‌ام

    اگر به این رضایت مندی که می‌گویی برسی زندگی‌ات چه تغییری خواهد کرد؟

    • اعتماد به نفس بالاتری خواهم داشت. خودم را بیشتر دوست دارم و پس از آن به کارهای مورد علاقه خود میرسم.

    فکر می‌کنی درس خواندن آن راهی است که به تو کمک می‌کند اعتماد به نفس بالاتری داشته باشی؟

    • شاید بله و شاید نه

    اگر جواب شما بله باشد پس مطمئناً انگیزه و سوخت مورد نیاز خود را پیدا کرده‌اید و اگر جواب شما نه باشد احتمالاً هدف خود را به درستی انتخاب نکرده‌اید.

    برخی روش‌های یافتن انگیزه گم شده

    همان‌طور که دیدید وقتی به دنبال جواب سوال چرا انگیزه ندارم هستید ممکن است که

    • انگیزه واقعی خود را پیدا نکرده باشید

    • هدف خود را به درستی انتخاب نکرده باشید

    مثال‌ها و دلایل بیشماری وجود دارند که ممکن است شما انگیزه خود را به درستی پیدا نکرده باشید که همه‌ آنها در این مقاله نمی گنجد. در بسیاری از اوقات پیدا کردن انگیزه اصلی شما نیز به آسانی مثال بالا نیست. گاهی لازم است چندین ساعت در این مورد گفت‌و گو شود تا بتوانید خواسته و انگیزه اصلی خود را پیدا کنید. با این حال می‌توانم به شما بگویم که اگر می‌خواهید یک سیستم موثر برای انگیزه خود طراحی کنید در ابتدا با خود صادق باشید.

    همین الان برای خود مشخص کنید که هدف و انگیزه شما از کاری که می‌خواهید انجام دهید چیست؟ پس از آن با پرسیدن سوالاتی همانند آنچه برایتان گفتم به لایه‌های عمیق‌تر ذهن ناخودآگاه خود بروید. در ذهن خود کنکاش کنید که آیا رسیدن به هدف x تنها به دلیل رسیدن به y  هست؟ و یا در لایه‌های زیرین ذهن شما موضوع دیگری نهفته است. ممکن است شما در تلاش برای رسیدن به x هستید تا بتوانید به z برسید و با پیدا کردن این موضوع متوجه شوید که برای رسیدن به z راههای دیگری به جز x هست و برای همین است که انگیزه لازم برای طی کردن مسیر را ندارید.

    نقش کوچینگ در افزایش انگیزه

    کوچینگ با هدف کمک به مراجع برای پیدا کردن انگیزه و هدف و همچنین افزایش عملکرد نقش فوق‌العاده موثری را ایفا می‌کند.

    اگر شخص آمادگی تغییر را داشته باشد می‌تواند با کمک کوچ و با استفاده از خدمات کوچینگ زندگی ایده آل خود را بسازد.

    دوره کوچینگ یک دوره حداقل ۶ جلسه‌ای است که در آن دوره با کوچ خود بر روی خواسته‌تان کار خواهید کرد. هر هفته یک جلسه خواهید داشت که این جلسات به‌صورت تلفنی و یا اینترنتی برگزار خواهد شد. برای کسب اطلاعات بیشتر بر لینک زیر کلیک کنید.

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 13 اردیبهشت 1397 17:16
    ارسال دیدگاه
  • Ali Zp & Mohammad Zp پنجشنبه 13 اردیبهشت 1397 17:11 نظرات ()

    اکنون شما می‌دانید تندخوانی چیست و چه گونه باید از آن استفاده کنید. همچنین در مورد عادت‌های ضعیفی صحبت کردیم که سرعت مطالعه را کاهش می‌دهد. برای اینکه بتوانیم تندتر و مؤثرتر بخوانیم باید این عادت‌ها را اصلاح کنیم.

    ۶ تکنیک تندخوانی در مورد ۶ عادت ضعیف مطالعه هستند. در مقاله تکنیک‌های تندخوانی ۳ تکنیک موردبحث قرار گرفت. در ذهن خواندن، خواندن کلمه به کلمه و حرکت غیر مؤثر چشم.

    این مقاله که برگرفته از مقاله Speed Reading می‌باشد به بحث در رابطه با ۳ مورد دیگر از تکنیک تندخوانی می‌پردازیم.

    ۳ تکنیک تندخوانی

    در این مقاله در مورد ۳ تکنیک تندخوانی دیگر و یا به عبارتی ۳ عادت ضعیف مطالعه صحبت خواهیم کرد.

    برگشت به عقب

    برگشت به عقب، دوباره خواندن متنی است که غیرضروری به نظر می‌رسد.

    برخی اوقات افراد برحسب عادت به برای دوباره خواندن کلماتی که به‌تازگی خوانده‌اند، به عقب برمی‌گردند.

    درحالی‌که گاهی اوقات افراد چندین جلمه را به عقب برمی‌گردند تا مطمئن شوند که آنچه خوانده‌اند صحیح بوده است.

    هنگامی‌که این‌چنین به عقب برمی‌گردید، ساختار متن را از دست خواهید داد و درک کلی شما از متن کاهش می‌یابد.

    به این عادت آگاه باشید و به خود اجازه ندهید که برای دوباره خواندن به عقب برگردید، به‌جز اینکه کاملاً مجبور به این کار باشید.

    برای کاهش دفعاتی که چشمتان به عقب برمی‌گردد، هنگام خواندن متن از یک اشاره‌گر در طول خط استفاده کنید. این اشاره‌گر می‌تواند انگشت، مداد و یا یک خودکار باشد.

    چشمان شما اشاره‌گر را دنبال می‌کند و به شما کمک می‌کند که به عقب برنگردید.

    سرعت شما هنگامی‌که از این روش استفاده می‌کنید، بستگی به‌سرعت حرکت اشاره‌گر دارد.

    تمرکز ضعیف

    اگر سعی کرده باشید که هنگامی‌که تلویزیون روشن است، مطالعه کنید حتماً متوجه شده‌اید که تمرکز بر یک کلمه چه قدر سخت است.
    مطالعه کردن باید در محیطی انجام شود که عوامل مزاحم در کمترین حد خود باشند.


    برای افزایش تمرکز، از انجام چندین کار به‌صورت هم‌زمان پرهیز کنید. همچنین شما باید عوامل مزاحم را از خود دور کنید.

    این تکنیک بسیار مهم است زیرا هنگامی‌که از روش خواندن کلمات به‌صورت بلوکی پیروی می‌کنید و سعی می‌کنید که در ذهن خواندن را متوقف کنید، (اگر عوامل مزاحم همانند تلویزیون و یا سروصدا وجود داشته باشد) ممکن است چندین صفحه را بخوانید؛ اما متوجه نشوید که برخی از مفاهیم را به‌درستی را متوجه نشده‌اید.

    به عوامل مزاحم درونی نیز به‌خوبی توجه کنید. اگر شما بحث داغی را در ذهنتان مرور کنید و یا به این فکر کنید که برای ناهار چه چیزی آماده کنید، این موضوع توانایی شما برای پردازش اطلاعات را کاهش می‌دهد.

    در ذهن خواندن مغز شمارا مجبور می‌کند تا به آنچه می‌خوانید توجه کند و به همین دلیل است که برخی می‌گویند که می‌توانند رو به روی تلویزیون مطالعه کنند. برای اینک مؤثرتر مطالعه کنید، از انجام این کار پرهیز کنید.

    خطی خواندن

    ما یاد گرفته‌ایم که به‌صورت افقی و عمودی بخوانیم و به ترتیب هر کلمه، جمله، پاراگراف و صفحه را در نظر بگیریم.

    با این روش شما به تمام متن به یک اندازه توجه می‌کنید.(شما به اطلاعات تکمیلی و اطلاعات اصلی به یک اندازه اهمیت می‌دهید.) معمولاً اطلاعات بسیار بیشتر از آنچه شما نیاز دارید بدانید وجود دارد.

    برای غلبه بر این روش شما باید متن را اسکن کنید و به دنبال سر تیترها و یا قسمت‌هایی که پررنگ‌تر هستند باشید.

    هیچ قانونی وجود ندارد که به شما بگوید باید مطابق آنچه نویسنده تمایل داشته، کتاب را بخوانید.

    به‌سرعت کتاب را اسکن کنید و تصمیم بگیرید که چه چیزی مهم است و باید خوانده شود و چه چیزی مهم نیست. از مطالب کم‌اهمیت گذر کنید و تنها به نکات کلیدی توجه کنید.

    درحالی‌که می‌خوانید به دنبال موارد اضافی باشید که نویسنده برای جالب و جذاب کردن محتوا به‌کاربرده است. اگر نکته را گرفتید نیازی نیست که مثال‌ و یا حکایت را بخوانید.

    همچنین تصمیم بگیرید که کدام پاراگراف‌ها را باید دوباره بخوانید. بهتر است که یک پاراگراف را دو بار بخوانید تا اینکه هشت پاراگرافی را که در رابطه به یک موضوع توضیح می‌دهند را بخوانید.

    نکات کلیدی

    تندخوانی یک مهارت است که می‌توانید آن را بیاموزید.

    تندخوانی شامل از بین بردن عادت‌های ضعیف مطالعه می‌شود که شما از هنگامی‌که خواندن را آموخته‌اید، به کار می‌گرفتید.

    موضوع تبدیل به یک خواننده سریع‌تر شدن نیست بلکه شما می‌خواهید که مؤثرتر مطالعه کند.

     

    تکنیک تندخوانی شامل روش‌هایی است که شما می‌توانید هنگام خواندن آن‌ها را استفاده کنید. این روش‌ها شامل خواندن کلمات به‌صورت گروهی و از بین بردن عادت در ذهن خواندن کلمات است.

    از هر تکنیکی که برای مطالعه استفاده می‌کنید همیشه در نظر داشته باشید که هدف شما از مطالعه چیست و آیا تندخوانی برای شما مناسب است و یا خیر.

    هنگامی‌که تکنیک تندخوانی را به‌طور صحیح کار می‌برید و آن روش‌ها را به‌شدت تمرین می‌کنید، تندخوانی عملکرد کلی شمارا به‌صورت قابل‌توجهی افزایش می‌دهد.

    ازآنجاکه استفاده از تکنیک تندخوانی زمان گران‌بهای شمارا آزاد می‌کند، عملکرد شما در دیگر زمینه‌ها نیز بهبود می‌یابد.

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 13 اردیبهشت 1397 17:13
    ارسال دیدگاه
  • بیماری ایدز با علائم اولیه ای خود را بروز می دهد که توجه به آنها در تشخیص به موقع این بیماری موثر است.

    ایدز یا "نشانگان اکتسابی کمبود ایمنی بدن" بیماری غیر قابل درمانی است که از طریق تماس خون یا مایعات درونی بدن فرد بیمار با خون افراد سالم منتقل می‌شود. طی این بیماری، "ویروس نقص ایمنی انسان" موسوم به HIV سیستم دفاعی بدن را به شدت تضعیف می‌کند تا حدی که فرد توان مقابله با بیماری‌های جزئی را نداشته و در نهایت به علت بیماری‌های عفونی یا قارچی جان خود را از دست می‌دهد.

     

    بر اساس آمار بدست آمده، علائم ایدز بسته به پیشرفت بیماری ممکن است متفاوت باشد. در ابتدای بروز بیماری، افراد مبتلا ممکن است علائمی شبیه سرماخوردگی از خود نشان دهند که تشخیص آن‌ها از نشانه‌های آنفلوآنزا و عفونت‌های گوارشی یا تنفسی غیر ممکن است.

     

    از نشانه های اولیه ورود ویروس HIV به بدن می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

    سردرد

    تب

    خستگی

    تورم غدد لنفاوی

    کهیر 

    درد عضلات و مفاصل

    گلو درد 

     

    این علائم ممکن است چند روز تا چند هفته به طول بیانجامد. جالب است بدانید در این دوره تست‌های HIV نیز قادر به تشخیص بیماری نیستند. این در حالی است که فرد در این مرحله، ناقل بیماری محسوب شده و ویروس را به بدن افراد انتقال می‌دهد. از طرفی، افراد ممکن است 10 سال ناقل ویروس اچ آی وی باشند و  هیچ علائمی از خود نشان ندهند.

     

    نشانه های ایدز, علایم ایدز

    ایدز بیماری غیر قابل درمانی است که از طریق خون فرد بیمار با افراد سالم منتقل می‌شود

     

    5 علامت شایع بیماری ایدز به شرح زیر است:

    کهیر حاد

    بر اساس آمارهای پزشکی، نشانه‌های کهیر در این بیماری انواع مختلفی دارد. یکی از نشانه‌های آن "سبوریک درماتیتیس" است که در ابتدای ورود ویروس HIV به بدن با جوش‌های کوچک و تیره بر روی صورت، تن، دست‌ها و پاها ظاهر می شود.

    در برخی موارد، کهیر به شکل زخم در دهان بروز می‌یابد و ممکن است حدود دو هفته در نقاط مختلف بدن رویت شود. این حالت معمولاً حدود 2 الی سه هفته پس از انتقال ویروس رخ می‌دهد.

     

    ضایعات پوستی و برفک

    عفونت ویروس اچ آی وی ممکن است با انواع مختلف ضایعات پوستی همراه باشد. عفونت‌های پوستی با ضایعات تبخال و تاول‌های کوچکِ پر شده از مایع مشخص می‌شوند. این تاول‌ها بسیار دردناک بوده و به سرعت در سطح پوست گسترش می‌یابند.

    ضایعات پوستی ناشی از تضعیف سیستم دفاعی بدن به شکل فلس‌های نقره‌ای چسبنده به چشم می‌خورند. بد نیست بدانید این ضایعات و تاول‌های پوستی ممکن است منجر به تشکیل سلول‌های سرطانی شوند.

     

    از دیگر علائم اولیه ابتلا به ایدز می‌توان به بروز برفک در سطح پوست اشاره کرد که با لکه‌های سفید یا تاول‌های غیر عادی در زبان یا دهان مشخص می‌شوند.

     

    تورم غدد لنفاوی

    یکی دیگر از نشانه‌های ظاهری عفونت HIV، بزرگ‌تر شدن غدد لنفاوی است که از بدو ورود ویروس به بدن آشکار می‌شود و ممکن است 2 یا سه هفته ادامه یابد.

    غدد لنفاوی در تمام بدن وجود دارند و بخش مهمی از سیستم دفاعی بدن محسوب می‌شوند. غدد متورم و آسیب دیده ناشی عفونت ویروس اچ آی وی معمولاً در گردن، زیر بغل، کشاله ران ظاهر می شوند.

    در چنین حالتی حجم غدد لنفاوی ممکن است افزایش یابد و در نهایت اندازه آن به یک توپ گلف برسد! این غدد ملتهب معمولاً در برابر لمس حساس و دردناک هستند.

     

    خستگی و بیحالی مداوم

    واکنش التهابی سیستم‌ایمنی بدنتان می‌تواند باعث شود احساس خستگی و بی‌حالی کنید.خستگی مداوم و طولانی مدت می‌تواند از علائم اولیه ایدز باشد.

    نداشتن اطلاعات کافی درباره این بیماری باعث نگرانی روزافزون مردم برای ابتلا به این بیماری می شود، مخصوصا افرادی که اطلاعات نصفه نیمه ای درباره این بیماری دارند. اگر شما هم از این دسته افراد هستید و نگران ابتلا به این بیماری، توصیه می کنیم تست های آزمایشگاهی را انجام دهید.

     

    استفراغ و اسهال

    اسهالی که مداوم باشد و به درمان‌های معمول واکنش ندهد نشانه‌ای از ویروس ایدز است، از این رو آن دسته از افرادی که به مدت 7 روز پیاپی دچار حالت تهوع شدید و استفراغ شدند حتما باید به پزشک مراجعه کنند تا آزمایش های اولیه صورت گیرد.

     

    *** تشخیص دقیق بیماری ایدز تنها از طریق آزمایش خون امکان پذیر است و در  صورتی که شما فردی در معرض خطر ابتلا به این بیماری می باشید و این علائم را نیز تجربه کرده اید، مراجعه هرچه سریع تر به پزشک و انجام تست های آزمایشگاهی را به شما توصیه می کنیم.

    آخرین ویرایش: سه شنبه 30 مرداد 1397 11:05
    ارسال دیدگاه

  • مسائل کم اهمیتی که رابطه‎تان را نابود می‌کند


    همه ما دوست داریم که رابطه عاطفی مان به خوبی پیش برود و دوام زیادی داشته باشد اما آیا می دانیم که گاهی خود با دست خودمان به آن آسیب می زنیم؟ برخی رفتارها شاید در ظاهر مخرب نباشند اما در بلند مدت می توانند شما را از شریک زندگی تان دور کنند. اگر دوست دارید بدانید که این رفتارها کدامند، در ادامه مطلب با ما همراه باشید. 

     

    حسادت بیش از حد دارید 

    حتما شریک زندگی تان برای شما فردی بسیار جذاب و خواستنی است، از این رو فکر می کنید که حتما برای دیگران هم به همین نسبت جذابیت دارد، اما این نباید باعث ایجاد حس حسادت در شما شود.

     

    اگر شریک زندگی تان به شما خیانت کرده یا حتی نشانه های مشکوکی را در او مشاهده می کنید، باید قبل از هر چیزی با خودتان خلوت کنید، علائم را کنار هم بچینید و ببینید که آیا واقعا این فرد برای شما مناسب است یا خیر. اما اگر با فرد وفاداری هستید، او نیز به ادامه رابطه با شما تمایل دارد، پس بهتر است که نگرانی هایتان را دور بریزید و با حسادت های بی جا او را از خودتان نرانید.

      

    به خودتان فضا نمی دهید 

    زمانی که ما عاشق می شویم، دوست داریم که تمام وقت مان را با عشق زندگی مان بگذرانیم به طوری که فراموش می کنیم یک رابطه سالم، رابطه ای است هر دو طرف فضایی را برای تنهایی، خانواده یا حتی دوستان خویش می خواهند. اتفاق بدی نمی افتد اگر گاهی به طرف مقابل مان این اجازه را بدهیم که زمان خود را بدون حضور ما، آنطور که دلش می خواهد، سپری کند. این فضا نه تنها برای او، بلکه برای خود ما هم واجب است.

     

    در این زمان ما به مسائل زیادی پی می بریم، به عنوان مثال قدر لحظه های با هم بودن را بیشتر می دانیم یا این که به کارهای شخصی و عقب مانده مان ترتیب می دهید و.... ما نباید خانواده، دوستان و تنهایی خود را از یاد ببریم تنها به این علت که در رابطه ای عاطفی هستیم. بنابراین فضا دادن به طرف مقابل یکی از کارهایی است که برای هر رابطه ای لازم است.

      

    می خواهید عشق تان را به همه نشان دهید 

    هر فردی شخصیت خاص خود را دارد و در شرایط مختلف به شکل های متفاوتی رفتار می کند. به عنوان مثال یکی دوست دارد که دست همسرش را در بیرون از خانه بگیرد در حالی که دیگری، بنا به دلایل شخصی، از این کار سر باز می زند. شما باید رفتار طرف مقابل تان را تشخیص دهید و سعی کنید که خودتان را با آن وفق دهید. اگر او دوست ندارد که در مکان های عمومی عشق اش را نشان دهد، ناراحت نشوید زیرا شما ابراز علاقه او را در خلوت تان دیده اید. صحبت کردن در این مورد با شریک زندگی تان خوب است اما اگر اصرار بیش از حد به آن کنید، ممکن است که به ضررتان تمام شود.

     

    پس از جر و بحث سکوت می کنید 

    مشکل در هر رابطه ای بوجود می آید اما مهم روش حل کردن آن است. این که پس از دعوا و جر و بحث سکوت کنید و میان خود و شریک زندگی تان فاصله بیاندازید، ساده ترین کار است اما آیا بهترین کار هم می باشد؟ اگر پس از دعوا تنها به این علت که قهر هستید، سکوت می کنید، کارتان اشتباه است اما اگر زمانی برای آرام شدن و فکر کردن می خواهید، سکوت بهترین انتخاب است. اما در هر شرایطی یادتان باشد که سکوت شما این حس را به طرف مقابل تان منتقل می کند که شما به او اهمیتی نمی دهید.

      

    در واقع هر دو طرف رابطه باید این تصور را داشته باشند که حتی جر و بحث هم نمی تواند از نظر عاطفی آنها را از هم دور کند. به همین دلیل پس از کمی آرام شدن، از شریک زندگی تان بخواهید تا در مورد مشکل پیش آمده با شما گفتگو کند.

     

    یک رابطه عاطفی

    مشکل در هر رابطه ای بوجود می آید اما مهم روش حل کردن آن است

     

    از گفتگوهای جدی فراری هستید 

    همیشه زندگی بر وفق مراد ما نیست. زمان هایی فرا می رسد که ما مجبوریم در مورد مسائل سخت و جدی با شریک زندگی مان گفتگو کنیم اما اگر هر بار که در این شرایط قرار می گیریم، فرار را بر قرار ترجیح دهیم، در واقع به رابطه خود آسیب رسانده ایم. به عنوان مثال شما رفتار آزاردهنده ای از همسرتان می بینید اما به احتمال این که ممکن است بحثی میان تان رخ دهد، مدام آن را نادیده می گیرید.

      

    در واقع مانند کبک سر را در برف فرو بردن، نه تنها چیزی را درست نمی کند بلکه رابطه شما را در سایه ای از ابهام قرار می دهد. یادتان باشد که رابطه های بلند مدت هیچ دوامی نخواهند داشت اگر دو طرف نتوانند در مورد هر مسئله ای با یکدیگر گفتگو کنند.

      

    منفی نگر هستید 

    اگر مثبت اندیش هستید که خب شانس با شماست. اما اگر جزو افرادی هستید که همیشه نیمه خالی لیوان را نگاه می کنند، باید به شما هشدار بدهیم که این رفتار می تواند روی رابطه عاطفی تان تاثیر منفی بگذارد.

     

    منفی نگری نه یکباره، بلکه به تدریج می تواند رابطه شما را از این رو به آن رو کند. به عنوان مثال زمانی که شما نسبت به آینده رابطه تان امید ندارید و مدام آن را به زبان می آورید، پس از مدتی زاویه دید شریک زندگی شما نیز به رابطه تغییر خواهد کرد. پس سعی کنید که نسبت به زندگی خوش بین تر باشید تا دنیا نیز بیشتر به کام تان شود.

      

    جزییات رابطه تان را برای دیگران فاش می کنید 

    شاید برایتان لذت بخش باشد که ریز و درشت رابطه تان را برای دوست صمیمی تان تعریف کنید اما آیا می دانید که این کار به ضرر رابطه تمام خواهد شد؟ مشورت گرفتن از دیگران کار خوبی است اما خبرچینی و تعریف آنچه میان شما و شریک زندگی تان می گذرد، به هیچ وجه موجه نیست. به عنوان مثال پس از یک دعوا با شریک زندگی تان می نشینید و نزد دوستان تان از او بد می گویید اما آیا به این هم فکر کرده اید که دو روز آینده زمانی که همه چیز مانند گذشته شد، چه خواهید کرد؟ در آن زمان شما به دلیل عشق تان به آن فرد همه چیز را فراموش می کنید اما آن حرف هایی که شما زده اید، هیچگاه از خاطر دوستان تان پاک نمی شود.  

     

    به تکنولوژی بیش از او اهمیت می دهید 

    تلفن همراه، لپ تاپ، ساعت های هوشمند، بازی های رایانه ای و... جذابیت فوق العاده ای دارند به طوری که نمی شود از آنها دل کند اما استفاده بیش از حد از آنها می تواند شریک زندگی تان را از شما دور کند. متاسفانه امروزه مردم آنقدر جذب حجم عظیم اطلاعات اینترنتی شده اند که یادشان می روند با آدم های واقعی اطراف شان ارتباط برقرار کنند. بنابراین اگر رابطه تان را دوست دارید، گوشی تان را به کناری بگذارید و زمان تان را صرف فردی که دوستش دارید، کنید. آنوقت خواهید فهمید که هیچکدام از تبادلات شبکه های اجتماعی، جایش را به شریک واقعی زندگی تان نخواهد داد.

      

    از او می خواهید که به خاطر شما تغییر کند 

    شما شریک زندگی تان را انتخاب کرده اید، او نیز شما را همانگونه که هستید انتخاب کرده است. در واقع شخصیت شما به گونه ای بوده که از همان روز اول جذب یکدیگر شده اید. واقعیت این است که هر چه بیشتر ما زمان مان را با دیگری بگذرانیم، انتظارات مان نیز بالا می رود و برای تغییر رفتار طرف مقابل تلاش می کنیم.

     

    به عنوان مثال شما شریک زندگی تان را با هیکلی چاق پسندیده اید اما هر چه زمان بیشتر می گذرد به او  بیشتر فشار می آورید که رژیم بگیرد و لاغر شود. ایجاد تغییرات مثبت خوب است اما نباید به گونه ای باشد که طرف مقابل را در منگنه بگذارد. بلکه او باید احساس کند که شما از او حمایت و برای تغییرات لازم همراهی اش می کنید.

      

     می خواهید کامل باشید 

    این که شما می خواهید همیشه بی عیب و نقص باشید، بد نیست اما این طرز فکر در دراز مدت به شما آسیب می زند. به زمانی فکر کنید که می خواهید همه چیز کامل باشد، اگر نبود، آنوقت چه؟ آیا ناامید نخواهید شد؟ شدت این موضوع در روابط اجتماعی بیشتر می شود. به عنوان مثال شما از شریک زندگی تان انتظار دارید که کاری را به بهترین شکل ممکن انجام دهد، اما او بنا به دلایلی نمی تواند، در این صورت غر زدن یا انتقاد منفی از او را آغاز می کنید که در بلند مدت نه تنها به شما، بلکه به رابطه تان آسیب جدی وارد خواهد کرد. 

     


    آخرین ویرایش: جمعه 25 اسفند 1396 15:32
    ارسال دیدگاه
  • شما موهای‌تان را معمولا چگونه روی سرتان جمع می‌کنید؟ آنها را با کلیپس پشت سرتان نگه می دارید یا همیشه با یک کش، آنها را دم‌اسبی می‌بندید؟ میانه‌تان با بافتن مو چه‌طور است؟

     

    اعتقاد دارید که موهای بافته همیشه مرتب و تمیز باقی می‌مانند؟ هیچ می‌دانستید بستن غلط موها می‌تواند در آسیب دیدن ریشه مو و ریزش آن موثر باشد؟

     

    در این مطلب، ما 5 دلیل ریزش موی خانم ها را آورده‌ایم. نگاهی به این دلایل بیندازید. شاید علت ریزش موی شما هم، یکی از این 5 عامل باشد:

     


    1- ریزش مو به دلیل بافتن یا دم‌اسبی کردن موها

     

    خیلی‌ها عادت دارند موهای‌شان را در طول روز، پشت سرشان به حالت دم‌اسبی جمع کنند یا ببافند، ولی این کار می‌تواند یکی از دلایل ریزش شدید موها باشد. هر نوع کشیدن طولانی مدت مو و بافتن سفت آن، باعث ریزش موقتی مو (آلوپسیای کششی) ‌می شود.

     

    این ریزش مو معمولا بین 3 تا 6 ماه طول می‌کشد و به تدریج متوقف می‌شود و بعد به آرامی، موها شروع به رشد مجدد می‌کنند. اما اگر این مدل بستن مو، برای سال‌های زیادی ادامه ‌یابد، ممکن است به ریزش دایمی مو منجر گردد.

     

    در برخی موارد، مو به علت کشیده شدن، نزدیک پوست سر می‌شکند. این نوع ریزش مو اغلب در پیشانی و کناره‌های پوست سر (جایی که مو تحت بیشترین فشار است)، دیده می شود.

     

    ریزش مو فقط پس از استفاده ی دائمی از مدل‌های فوق رخ می‌دهد و با انتخاب گاه به گاه این قبیل مدل موها، این عارضه اتفاق نمی افتد.

     

    ریزش مو

     

    2- ریزش مو به دلیل بارداری

     

    بعضی از خانم‌ها پس از زایمان، دچار ریزش موی شدید می‌شوند. این نوع ریزش مو، به "آلوپسیای بعد از زایمان" معروف است و عادی و گذرا است و حدود 2 تا 3 ماه پس از زایمان اتفاق می‌افتد.

     

    این ریزش مو، حدود 1 تا 6 ماه ادامه می‌یابد، سپس رشد طبیعی مو از سر گرفته می‌شود. این نوع ریزش مو ممکن است پس از سقط جنین هم دیده شود.

     

    البته همه مادران دچار این عارضه نمی‌شوند. راه‌حل‌اش هم این است که با موهای‌تان با ملایمت برخورد کنید. آنها را کمتر دستکاری کنید. از برس‌های نرم برای شانه کردن موهایتان استفاده کنید. موهای‌تان را به آرامی بشویید و خشک کنید. این نوع ریزش مو به ندرت بیش از 4 ماه طول می‌کشد.

     

     

    3- ریزش مو به دلیل مصرف قرص‌های ضدبارداری

     

    قرص های ضدبارداری را خیلی از خانم ها مصرف می‌کنند، ولی تعداد کمی از آنها با خوردن این قرص‌ها دچار ریزش موقتی مو می‌شوند. بیشتر اوقات پس از قطع دارو، ریزش مو رخ می‌دهد. خانم‌هایی که موقع استفاده از این قرص‌ها دچار ریزش مو می‌گردند، ممکن است زمینه ارثی هم داشته باشند و ریزش موهای شان با مصرف قرص‌ تشدید گردد.

     

    وقتی خانمی مصرف این قر‌ص‌ها را قطع می‌کند، دو یا سه ماه بعد متوجه ریزش موهای سرش می‌شود. این ریزش ممکن است 6 ماه طول بکشد و سپس متوقف شود. 6 تا 12 ماه پس از آنکه ریزش مو قطع شد، موی سر مجددا شروع به رشد می‌کند.

     

    ریزش مو

     

    4- ریزش مو به دلیل رژیم‌های لاغری عجیب و غریب

     

    اگر رژیم‌های لاغری عجیب و غریب می‌گیرید، بدانید که ممکن است دچار ریزش مو شوید. رژیم لاغری که شدیدا کمبود پروتئین داشته باشد، در رشد مو تاثیر خواهد گذاشت، زیرا مو اساسا از پروتئین تشکیل شده است. افراد باید در هر سنی، به مقدار کافی پروتئین مصرف کنند تا رشد طبیعی مو حفظ گردد. غنی ترین منابع پروتئین به ترتیب شامل تخم مرغ، شیر و لبنیات، انواع گوشت (ماهی، مرغ و گوشت قرمز) و حبوبات است.

     

    افراد گیاهخوار و کسانی که از رژیم های غذایی بدون پروتئین استفاده می‌کنند و مبتلایان به بی‌اشتهایی عصبی (که در میان مانکن‌ها و طرفداران لاغری مفرط، زیاد است)، به سوءتغذیه پروتئینی دچار می‌شوند. در چنین مواردی مو باریک‌ می‌گردد و 2 یا 3 ماه بعد، ریزش شدید مو آغاز می‌شود. این ریزش مو با مصرف کافی و مناسب غذاهای حاوی پروتئین، قابل پیشگیری و جبران است.برخی رژیم‌های لاغری به کم‌خونی فقرآهن منجر می‌گردند که می‌تواند باعث ریزش مو شود.

     

    اما این باور که ریزش مو مربوط به کمبود ویتامین است، نتایج ضد و نقیضی را در تحقیقات نشان داده است. تا کنون هیچ ویتامین جداگانه‌ای یافت نشده است که اثر قابل‌توجهی در رشد مو داشته باشد.

     

    مصرف زیاد ویتامین، به خصوص ویتامین A ممکن است باعث بروز مسمومیت در بدن شود.اگر فکر می‌کنید که کمبود تغذیه‌ای دارید، باید با پزشک مشورت کنید. هر گونه تغییر ناگهانی در برنامه غذایی (مثل رژیم های لاغری بسیار کم کالری)، به ریزش مو منجر می‌گردد.

     

     

    5- ریزش موی طبیعی، نوع زنانه

     

    موهای سر اکثر خانم‌ها با افزایش سن، به‌طور پراکنده کم‌پشت می‌شود که به آن "ریزش موی زنانه" می گویند و مشابه طاسی مردانه است، ولی خانم‌ها هرگز کاملا طاس نمی‌شوند.

     

    این ریزش مو ممکن است مثل طاسی مردانه با عقب رفتگی خط مو همراه باشد. اما اکثرا کم‌پشتی پراکنده ی مو در تمام سر دیده می‌شود و خیلی آهسته‌تر از طاسی مردانه پیشروی می‌کند.

     

    این نوع ریزش مو ممکن است اولین بار پس از یائسگی ایجاد گردد. مردان و زنان هر چه سن‌شان بگذرد، موی کمتری خواهند داشت. وراثت در ریزش موی هر دو گروه نقش دارد. آقایان بیشتر از مادر و خانم ها بیشتر از پدر، ریزش مو را به ارث می‌برند.

     

    عملی‌ترین راه رفع این حالت، مدل دادن مناسب به مو است. گاهی درمان‌های جدید مثل پیوند مو نیز به خانم ها توصیه می‌شود.

    آخرین ویرایش: جمعه 25 اسفند 1396 15:28
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 4 1 2 3 4
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic